Hamed
گریه را اگر می شد کشت می کشتم که تو انقدر نخندی به چشمان خیس من و من نکوبم سرم را به دیوار سادگی مدام که چرا عاشقت شدم، چرا ... ؟
Hamed
هنوزم به یادم هستی... مگه نه؟ . / چشم به راه من نشستی..... مگه نه؟
Hamed
چـقـــــدر سخــــت اســـت، کـه لبـــریـــز بـاشی از “ گـفـتـــــن ” ولــی ….. در هـیـــــــچ ســویـــت محـــرمـی نبـاشد...
Hamed
قیافه ام تابلو شده بود ! گفتن : چی میکشی ؟ گفتم : زجر ! گفتن : نه یعنی چی مصرف میکنی ؟ گفتم : زندگی … !
Hamed
حس شاعرانه ندارم اصلا 1-از خودم 2-از این آدما خستم ../ که قفل میشن رو شعرای Freaky فروغ و تلخی حقیقت و شیرینی دروغ