Hamed
چـــه ســرگـــردان اســتـــــ ایــن عـشـق کــه بـایــد نـشـانـه اش را از کـوچـه ی بـن بـسـتـــــ گــرفـتــــ
Hamed
این طور نمی شود باید همیشه یک غریق نجات کنارم باشد غرق در فکرت شدن اصلا دست خودم نیست...!
Hamed
چه بد است به واژه ای عادت کنی مثل <ماندن> و چه بد است از واژه ای هراس داشته باشی مثل <رفتن>
Hamed
باید اونی بشی که میگن. باید اونی بشی که میخوان. چه رنجی داره تن دادن به این قانون بی وجدان ..
Hamed
بی وقفه میباری به من .. .......
Hamed
سهم من نیست اون نگات ......مثل رویا تو غباری. .. .. تا یکی هست واسه غصه ات سر شونه هاش بذاری . اسمی هست به غیر اسمم که تو به زبون میاری : |
Hamed
برقص .. من با تو بیدارم ..
Hamed
شدم اون سگ هاری که فقط [!]اش رو میشماره، زخم دستاشو گاز میگیره . .. .. جیغ ترمز رو آرزو داره /
Hamed
من گم را .. .. تو پیدا کن . .. . ..
Hamed
آویز زنهای شهر، پوکه و باروت و درد ... کی میتونه بگه اینجا روزی شهر من بود .. .