Hamed
و باز من از مدار خویش خارج میشوم و جای اینکه دورت بگردم مثل همیشه در پی ات میگردم...
Hamed
اصلا من هیچ نگویم بهتر است.. یاد کلمه از دستت شدم عاصی تو اون آهنگ ...
Hamed
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: “مگه کوری؟
Hamed
شمردن بلد نیستم دوست داشتن بلدم و گاهی شده یکی را دوبار دوست داشته باشم !!!
Hamed
تصور لبخند تو هرجا که هستم با منه.. هرجا که میرم بامنه ../
Hamed
آخه این کیه .... / واسم عجیبه ... انقدر وابستم ... / منی که چشمامو همیشه روی همه میبستم .
Hamed
این روزا... فقط فکر اینم که چطوری جلوی اشکامو بگیرم ..
Hamed
منطقی نیست که من با انگشتان تو بنویسم ... با ریه های تو دم بر آورم... منطقی نیست که من با لبان تو بخندم و تو با چشمان من گریه کنی!!
Hamed
گاهی از چشم هم می افتیم بی آنکه ایستاده باشیم روی لبه ای یا کسی هلمان داده باشد.. از چشم هم می افتیم و نه چتر همراهمان هست.. نه کسی آن پایین آغوش باز کرده ما را بگیرد.. از چشم هم می افتیم و هرچه فکر میکنیم یادمان نمی آید قصد خودکشی داشته باشیم ....
Hamed
مرا ننوش... فقط پیاله ات را خالی کن از من..
Hamed
سالهــــــــــا دویده ام با قلبـــــــــی معلق و پایـــی در هــــوا دیگــــر طــاقت رویاهــــایم تمــــــــــام شده ست دلم... . . . دلــــــــــم رسیدن می خواهــــــد