Hamed
از لمس انگشتان توست... که سرنوشتم... اينگونه رقم مي خورد... وگرنه دنياي من... هيچ گاه چيزي جز ... ماشين تحرير کهنه اي نبوده است !!!
Hamed
یه نخ بعد شبی آروم. مزه میده یا نه رو نمیدونم و بس ........./
Hamed
سلام به آخر شب دنبالر... چه سرعتی پیدا کرده اینجا.. یا آخر شبیه اینطوریه.. ایول ../
Hamed
زمین با من حرف بزن... زمین کلافه ام.. بگو چرا رو حجم تو من یه جرم اضافه ام ...
Hamed
معشوقه ی خیالی به آغوش نکشیدی .. با چشم بسته هرشب خیالو نبوسیدی ../
Hamed
خون و اشک و شراب و تو با هم نچشیدی ...
Hamed
دروغ بگو... حقیقت تلخت واسه خودت ..
Hamed
تو پاره ی قلبمی که خون ازت میگذره .../
Hamed
من "دلـــم" را صابون زدم به عشـــق او ..... پس چرا چشمانم می سوزد
Hamed
وقتی دو نفر کنار هم میشینن و سکوت میکنن یعنی عاشق همدیگه اند ؟!
Hamed
نگاهت همچون باران است و قلبم همچون كوير... و مي داني كه كوير بدون باران زنده است............................ پس برو بمير
Hamed
دلی که میخواد بمونه تنی که باید بره... حرفی که تو دلمه .. اما ندونی بهتره .../
Hamed
نامه ای از من اگر سویت نمی آید،مرنج ! هرچه را من مینویسم اشک پاکش می کند!
Hamed
آشنایان کهن را خبری از دل تنهایم نیست/ غم دل با که بگویم که کسی یادم نیست
Hamed
این چقدر سخته که پستچی باشی و خودت صاحب هیچ نامه ای نباشی ../