Hamed
و من چقدر دلم برای خودم تنگه .../
Hamed
نیمی از یک مترسک با نیمی از یک بدن با هم پیوند خوردن تا پیکر من شدن .. کلاغها هر روز از نیمی از من میترسن و لاشخورها شب روی نیمه دیگه میرقصن .../
Hamed
آره زندگيم همينه !ديگه چاره ای ندارم !صبح تا شب اين شده کارم يا تو باشی و بخندم يا نباشی و ببارم
Hamed
درد حرف نیست درد نام دیگر من است من چگونه خویش را صدا کنم؟
Hamed
به یادت ارزو کردم که چشمانت اگر تر شد به شوق ارزو باشد نه تکرار غم دیروز
Hamed
هیچ کس از راز دلم آگاه نیست.هیچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد.من درمسیرقلب توام.چون مسافری و مقصدم افق دورچشمان توست
Hamed
دیشب خدا را دیدم آنگوشه میگریست.......من نیز گریستم ...هردو یک درد داشتیم ، آدم ها!
Hamed
غم به هرجا که رود سر زده آید به دلم .... چه کنم خانه من بر سر راه افتادست
Hamed
در غمگین ترین لحضات زندگی ام شادم که کسی نمیداند چقدر غمگینم .
Hamed
بلیط ِ یکطرفه ام را گرفته ام برای ِ بی تو مُردن
Hamed
بابادک رفت بالا، قرقره از غصه لاغر شد..
Hamed
این روزها با هرکه دوست می شوم احساس می کنم آنقدر دوست بوده ایم که دیگر وقت خیانت است..