Hamed
حسابم را با معشوقم بستم ... او در پی افتتاح حسابـی جدید است . . .! خرده حسابی اما! با عشق مانده ...
Hamed
مستـــــــــ از تو می رقصمــــ تا سرگیـــجه تا تار شدنـــــ اتاقــــ تا سیاه تر شدنــــــ چشممــــ تا نبینمــــــــ نبودنـــــــ بی دلیلتــــــــ را...
Hamed
به شجاعت دستانی که ریسمان پاره عشق را گرفت قسم.. من جدا از دستانت نبـــــــــــودم!
Hamed
وصف و حرف نزدن ... به صورت رویایی ..
Hamed
و باز من از مدار خویش خارج میشوم و جای اینکه دورت بگردم مثل همیشه در پی ات میگردم...
Hamed
صفر را بستند تا ما به بیرون زنگ نزنیم.../ از شما چه پنهان ما از درون زنگ زدیم
Hamed
گفته بودي، از غرورم، از سکوتم، خسته اي...... من شکستم هر دو را....... گفته بودم، از سکوتت، از غرورت خسته ام... به خاموشي مغرورانه ات شکستي تو مرا .........
Hamed
می بینی چقدر با جنبه شده ایم؟ از کنار هم رد می شویم شانه هایمان به هم می خورد اما نگاهمان هرگز ..
Hamed
روز سوم بود که فهمیدم دنیا دو روزه . . .
Hamed
مُچآلـهـ کـُن .. بشکـَن .. بند بـِزَن .. خَطـ بِزَنـ .. خـُلـآصهـ رآحَتـ بآش.... ارثــِــ پِدَرتــ که نیستـ دلــِ تنهــآے مَن استـ!!