Hamed
چای داغ با یه مارلبوروی ته . قرمز ... چشما روته.. اما دنیای تو فول دپرس ...
Hamed
چه خوش موقع رسیدی... درست وقتی که داشتم تو رو صدا میکردم ... اومدی و .. وقتی که تو پیش منی دلم غمی نداره ..
Hamed
هرچه شعر دارم را میفروشم با پولش تمام بلندگو های اطرافم را میخرم خاموششان میکنم تا وقتی آرام میگویم : دلم ... گرفته ... است ، صدایم به خودم برسد
Hamed
تمام محبتت را به پای دوستت بریز نه تمام اعتمادت را (امام علی علیه السلام)
Hamed
این روزها به طرز عجیبی با خودم میجنگم، که دیده ها را ندیده بگیرم و شنیده ها را نشنیده...
Hamed
ازهمه خسته تراينجاغرق گريه هاي خيسم،قلمم شكسته امابازبه يادت مي نويسم ..
Hamed
میدونم قد یک دنیا.. به احساست بدهکارم ..
Hamed
چــه دمــدمــے مـزاج شـده احـساســم گـــاهـے آرام . . . گـــاهـے بــارانـے . . . چه بـے ثـبـاتــم بـے تـ ـ ـو!!!!
Hamed
کوتاه ترین قصه ی دنیا : رفت … !
Hamed
چه هفته های خنده داری است ، این هفته هایی که صبح تا شب ، شب تا صبح ، هفت روزِ هفته ، خنده دار می زنم زیرِ گریه ! ای کاش می شد ، شاهرگِ زندگی ام را بزنم به بی خیالی !