حــامــد
خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .
حــامــد
دلـــــــم مـــــی خــــــواهـــــــد زنـدگی ام را موقـــت بــدهــم دســــت یــــک آدم دیــــگــر بـگویـم:: "تـو بازی کن تــا مـن برگردم. نـســوزیـهـا"..!!!
حــامــد
سلام صبحت زيبا چرا من هر صبح خودم را در آینه تو سبز میبینم و تو خودت را در آینه من آبی ؟! بیا برویم باورمان را قدم بزنیم تا شانه های خیابان خیال کنند جنگل و دریا بهم رسیده اند !؟
حــامــد
ابرها نامه های مچاله ی من اند که بغض هایم را در آنها می نویسم و به دست باد می سپارم......
حــامــد
یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست ؟ برایــش صــادقـانه مـی نویـســم، بــرای آنکه بـاید بـاشد و نـیـست ...
حــامــد
مـن هـمآنے امـ کـِ ... بــے تـُ ... پـآے ِ تمـآمـِ دوستـ داشْتَنَـتـ مـآنـده امـ...
حــامــد
من به تو بستگی دارم حال من را از خودت بپرس!!
حــامــد
خودت را از خانه تفریق کن و با چمدانت جمع ببند... همین خیابان تو را تا آخر عمر سواری خواهد داد...
حــامــد
بعــد از تــــ ـــو آدم ها تنها خــــراش هاي کوچکي بودند بــر پوستـــــم که هيچ کـــــــدامشان به پاي تـــــ ــــــو نــــــرسيــدند... به قلبــــــم نـــــــرسيدند . . . !
همه اینارو میدونیم اما باز . . . !!
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 15 ساعت و 50 دقيقه قبل