دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حــامــد

حــامــد
مرد - مجرد
امتیاز: 3264

دنبال‌شدگان

(331 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(391 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

حــامــد
url.jpg حــامــد

خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .

حــامــد
307360_284440714919275_217806924915988_1176977_860774357_n.jpg حــامــد

اینهمه عجله برای چه ؟؟!!

حــامــد
حــامــد

چيزيم نيست خرد و خميرم فقط همين/ کم مانده است بي تو بميرم فقط همين /از هرچه هست و نيست گذشتم ولي هنوز / در عمق چشمهاي تو گيرم فقط همين

حــامــد
حــامــد

رو تن زخمیه کی غمه کاشته / کی با غربت قاب خورشیدو / کی تو شهره و رویا شعر نوشته / کی برای من جا گذاشته

حــامــد
حــامــد

به سلامتیه برو بچه های با معرفت شب زنده دار که اکثرشون از ساعت 2 به بعد تازه شروع میکنن

حــامــد
حــامــد

بعضی ها خیلی راحت کفر میگن... جوابشو تو اون دنیا چی میخوان بدن...؟!

حــامــد
حــامــد

سردمه .... جمله ساده ايه ؛ ولي واسه يکي اينجوري ميشه که دستش و ميگيرن و بغلش ميکنن .... واسه ما اين ميشه که بيشتر تو خودمون فرو ميريم ...

حــامــد
حــامــد

خاطرات را بايد سطل سطل از چاه زندگي بيرون کشيد .... خاطرات نه سر دارند ؛ نه ته ! بي هوا مي آيند تا خفه ات کنند ، ميرسند گاهي وسط يک فکر ؛ گاهي وسط يک خيابان .... سردت مي کنند ؛ رگ خوابت را بلدند ! زمينت ميزنند ... خاطرات تمام نمي شوند ، تمامت مي کنند ... !!!

حــامــد
حــامــد

کاش همانطور که از شکستن تکه اي شيشه بر ميگردي و نگاهش ميکني وقتي دل مرا شکستي ، يکبار بر ميگشتي فقط نيم نگاهي ميکردي . . .

حــامــد
حــامــد

مي دانم روزي با تن خسته و خيس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهاي چشمم فرود مي آيي در ميان انبوه مژگانم ميزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را براي هميشه مي بندم تا ديگر دوريت را حس نکنم......

حــامــد
حــامــد

اينقدر من را از رفتنت نترسان همه ي ما رفتني هستيم... قرار نيست هميشه بمانيم... ماندن کنار هر کسي لياقت ميخواد نه بهانه... حالا بلند ميگم لياقت ماندن نداشتي بهتر که رفتي.........

این ارسال را بازنشر کرده است.
حــامــد
حــامــد

دِلـــم چـِـه کــودکــانــه بَهــانــه ي تــورا ميگيـــرد، امـــا تــو بـــزرگـــانــه بِــه دِل نگيـــر... فقـــط بگــــو : کــــودکـــ استـــ، نـِـميفهمــد...

حــامــد
حــامــد

هنوز منتظرم وسط يک شب باراني که از شدت تب عرق کرده ام ... ... بيدارم کني و ... بگويي چيزي نيست خواب مي ديدي...

حــامــد
حــامــد

گفتم : فراموشت میکنم ؛ گفت : نمیتونی ؛ رفت ..... بد از یک مدت برگشت ، گفت : دیدی نمیتونی .... ??? گفتم شما ... ؟؟؟!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
حــامــد
حــامــد

از تصادف جان سالم به در برده بود و مي گفت زندگي اش را مديون ماشين مدل بالايش است و خــــــــــــــــــــــــدا همچنان لبخند ميزد. . .

حــامــد
حــامــد

خــداي من به پاي خداي تو که نمي رسد ! ولي او هم در شهر خودش سر و ساماني دارد ... من هم سکوت کردن را از او آموخته ام !!!