حــامــد
خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .
حــامــد
سلام صبحت زيبا چرا من هر صبح خودم را در آینه تو سبز میبینم و تو خودت را در آینه من آبی ؟! بیا برویم باورمان را قدم بزنیم تا شانه های خیابان خیال کنند جنگل و دریا بهم رسیده اند !؟
حــامــد
نمی شه دل به هر کس داد......
حــامــد
ابرها نامه های مچاله ی من اند که بغض هایم را در آنها می نویسم و به دست باد می سپارم......
حــامــد
الکل می شوند لحظه هایم.. می پرند ! تک تک لحظاتم را بگیر در دستانت.. هیچ وقت مشتت را باز نکن... بگذار لحظه هایم ، بــا تــــــــــــــــو بمانند ...
حــامــد
حافظ هنوز اصرار دارد ، خبر خوشي در راه است! تو کجاي دنياي مني که هر چه مي آيي نمي رسي؟
حــامــد
" الان ميرم به مامانت ميگم " ... يکي از ترسناک ترين جمله هاي دوران کودکيمون بود مگه نه ؟!!
حــامــد
شمع، این مساله را بر همه کس روشن کرد .......که توان تا به سحر ، گریه ی بی شیون کرد...
همه اینارو میدونیم اما باز . . . !!
13 سال و 1 ماه و 23 روز و 15 ساعت و 26 دقيقه قبل