حــامــد
خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .
حــامــد
گفتــــي مثل يه کوه پشت سرتم ، بــــهم تکيه کن تکيـــه کردم ، اما افتادم ... فقط غبــــار بودي ...
حــامــد
امروز هم گذشت و نيامدي... ناشُکر نيستم فردا هم روزِ خداست...!
حــامــد
لياقت مي خواهد "شريک " شدن....!! تو خوش باش به همين "با هم " بودن هاي امروز , من خوشم به خلوت تنهايي ام ... !! تو بخند به امروز . . . , من ميخندم به فرداهايت . . . . !!
حــامــد
خودت را به آتش نکش دهقان فدار کار ِ من اين قطار از ايستگاه نا اميد است... به کجا برسد که باور کند دلش را ارزاني ِ هيچ مسافري نمي کنند ؟؟؟ ... دلت که از دلت گرفته باشد هزار بهانه هم بياوري آخرش مي روی... شايد ديگري از پس " آنچه نبودن " هايت بر بيايد........
حــامــد
دلي که درب هايش بسته باشد ، کم کم جايگاه عنکبوت مي شود ... !!!
حــامــد
من قمــاربـاز ِ مال باختهاي بودم ، و تـو آن جنون ِ دوبـارهام ، بـراي ِ قمــار ...!!
حــامــد
گفته بودم بعدازاین باید فراموشش کنم/ دیدم اش ازیاد بردم گفته های خویش را /تا به من نزدیک شد گفتم سلام ای آشنا /گفتم اما نشنیدم جز صدای خویش را
حــامــد
عابری در گذر از کوچه ی نزدیک تنم می پرسد : این چه عطریست که از کوچه ی بن بست تنت می گذرد ؟ تازه من میفهمم خاطرات تو چقدر خوش بویند . . .
حــامــد
اشتباه از من بوده هر بار که ضربه خوردم کوتاه اومدم با خودم گفتم گذشته ها ، گذشته من ببخشم ، اون شرمنده میشه نفهمیدم که اینطوری ضربه ی بعدی رو محکم ترمیزنی !!!
حــامــد
از تصادف جان سالم به در برده بود و مي گفت زندگي اش را مديون ماشين مدل بالايش است و خــــــــــــــــــــــــدا همچنان لبخند ميزد. . .
همه اینارو میدونیم اما باز . . . !!
13 سال و 1 ماه و 23 روز و 20 ساعت و 48 دقيقه قبل