دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حــامــد

حــامــد
مرد - مجرد
امتیاز: 3264

دنبال‌شدگان

(331 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(391 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

حــامــد
url.jpg حــامــد

خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .

حــامــد
حــامــد

گله خاطرات را چوپاني ميکنــــــــم دردشت سبز زندگـــــي . . . !

این ارسال را بازنشر کرده است.
حــامــد
حــامــد

آخر پاييز شد ، همه دم مي زنند از شمردن جوجه ها !! امشب موقع خواب ، بشمار ، تعداد دل هايي را که به دست آوردي ... بشمار ،تعداد لبخند هايي که بر لب دوستانت نشاندي ... بشمار ، تعداد اشک هايي که از سر شوق و غم ريختي ... فصل زردي بود ، تو چقدر سبز بودي ؟! جوجه ها را بعدا با هم ميشماريم.... یلدا مبارک

حــامــد
حــامــد

گفتــــي مثل يه کوه پشت سرتم ، بــــهم تکيه کن تکيـــه کردم ، اما افتادم ... فقط غبــــار بودي ...

حــامــد
حــامــد

امروز هم گذشت و نيامدي... ناشُکر نيستم فردا هم روزِ خداست...!

حــامــد
حــامــد

لياقت مي خواهد "شريک " شدن....!! تو خوش باش به همين "با هم " بودن هاي امروز , من خوشم به خلوت تنهايي ام ... !! تو بخند به امروز . . . , من ميخندم به فرداهايت . . . . !!

حــامــد
حــامــد

گفتم : فراموشت میکنم ؛ گفت : نمیتونی ؛ رفت ..... بد از یک مدت برگشت ، گفت : دیدی نمیتونی .... ??? گفتم شما ... ؟؟؟!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
حــامــد
حــامــد

خودت را به آتش نکش دهقان فدار کار ِ من اين قطار از ايستگاه نا اميد است... به کجا برسد که باور کند دلش را ارزاني ِ هيچ مسافري نمي کنند ؟؟؟ ... دلت که از دلت گرفته باشد هزار بهانه هم بياوري آخرش مي روی... شايد ديگري از پس " آنچه نبودن " هايت بر بيايد........

حــامــد
حــامــد

دلي که درب هايش بسته باشد ، کم کم جايگاه عنکبوت مي شود ... !!!

حــامــد
حــامــد

من قمــاربـاز ِ مال باخته‌اي بودم ، و تـو آن جنون ِ دوبـاره‌ام ، بـراي ِ قمــار ...!!

حــامــد
حــامــد

گفته بودم بعدازاین باید فراموشش کنم/ دیدم اش ازیاد بردم گفته های خویش را /تا به من نزدیک شد گفتم سلام ای آشنا /گفتم اما نشنیدم جز صدای خویش را

حــامــد
حــامــد

عابری در گذر از کوچه ی نزدیک تنم می پرسد : این چه عطریست که از کوچه ی بن بست تنت می گذرد ؟ تازه من میفهمم خاطرات تو چقدر خوش بویند . . .

حــامــد
حــامــد

اشتباه از من بوده هر بار که ضربه خوردم کوتاه اومدم با خودم گفتم گذشته ها ، گذشته من ببخشم ، اون شرمنده میشه نفهمیدم که اینطوری ضربه ی بعدی رو محکم ترمیزنی !!!

حــامــد
حــامــد

از تصادف جان سالم به در برده بود و مي گفت زندگي اش را مديون ماشين مدل بالايش است و خــــــــــــــــــــــــدا همچنان لبخند ميزد. . .

حــامــد
حــامــد

در قدیم مردم دلشان درد نداشت هیچ کس دغدغه ی آنچه که میکرد نداشت چشمه ی سادگی از لطف زمین می جوشید خودمانیم ؛ زمین اینهمه نامرد نداشت............

این ارسال را بازنشر کرده است.
حــامــد
حــامــد

خدا پرسید:میخوری یا میبری؟ من گفتم میخورم چه می دونستم لذت ها رو میبرند,حسرت ها رو میخورند . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.