حــامــد
خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .
حــامــد
ميخواهم پيچکي شوم وحشي... بپيچم به پر و پاي ثانيه هايت... تا حتي نتواني لحظه اي بي من بودن را زندگي کني...
حــامــد
يادت هست....؟! روزي پرسيدي اين جاده کجا ميرود...؟! و من سکوت کردم... ديدي ...! جاده جايي نرفت...! آن که رفت ، تو بودي...
حــامــد
به سلامتي اوني که وقتي از مدرسه مي اومدم خونه ميگفت از صبح تا حالا برات 1000 تا صلوات فرستادم تا امتحان تو 20 بشي......... مــــــــــــــــــــــادر
حــامــد
هميشه چاي رو با قند مي خوريم تا شيرين بشه . شکلات تلخ رو با چاي مي خوريم تا تلخيش حس نشه . زندگي رو با چي مي خوريد تا تلخيش حس نشه ؟.
حــامــد
دلی کـه شکستی را گــچ چاره نـکـرد ، گِـل گرفتمش ...
حــامــد
جای حرفای قشنگت...سکوت بغضو گذاشتم...
حــامــد
میدونی چقدر عذابه...بی تو بودن و صبوری....
حــامــد
کاش خودت هم مثل خاطراتت برای ماندن سرسخت بودی.......
حــامــد
کودکی ام گمشده!هرکس او را یافت...سهمی از معصومیت کودکانه ام مژدگانی اوست....
حــامــد
اگر انسان ها مي دانستند چقدر محدود در کنار هم هستند... نامحدود همديگر را دوست ميداشتند..
حــامــد
مي داني يک وقت هايي بايد روي يک تکه کاغذ بنويسي تـعطيــل است ... و بچسباني پشت شيشه ي افـکارت بايد به خودت استراحت بدهي دراز بکشي دست هايت را زير سرت بگذاري به آسمان خيره شوي و بي خيال ســوت بزني ... در دلـت بخنــدي به تمام افـکاري که پشت شيشه ي ذهنت صف کشيده اند ... آن وقت با خودت بگويـي بگذار منتـظـر بمانند
حــامــد
بزرگترين لذت زندگي وقتی بود که خودتو ميزدی به خواب مادرت ميومد يواشکي پيشـونيت رو ميبوسید و قربون صدقه ات ميرفت... کاشکي الان اون لحظه بود ...
حــامــد
اولين باري که يکي بهم گفت دوستت دارم گريه ام گرفت... الان کسي بهم ميگه دوستت دارم خندم مي گيره....
همه اینارو میدونیم اما باز . . . !!
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 1 ساعت و 27 دقيقه قبل