دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حــامــد

حــامــد
مرد - مجرد
امتیاز: 3264

دنبال‌شدگان

(331 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(391 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

حــامــد
url.jpg حــامــد

خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .

حــامــد
حــامــد

ســـرم را شاید بتوانند گـــرم کنند دیگران اما وقتی تـــو نیستی هیچ کس نیست دلـــم را گرم کند...

حــامــد
حــامــد

ﺑﻌﻀﯿﺎ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﺍﺭﻥ ﺟﺰ ﻟﯿﺎﻗﺖ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻧﺪﺍﺭﻥ ﺟﺰ ﻟﯿﺎﻗﺖ ...

حــامــد
حــامــد

روزی از روزها ، شبی از شبها خواهم افتاد و خواهم مرد اما مي خواهم هرچه بيشتر بروم تا هرچه دورتر بيفتم تا هر چه ديرتر بيفتم هرچه ديرتر و دورتر بميرم نمي خواهم حتي يک گام يا يک لحظه پيش از آنکه مي توانستم برم و بمانم ، افتاده باشم و جان داده باشم . . .

حــامــد
حــامــد

در برابرت ایستاده ام... اماتو... چه غریبانه دوست داشتنم را پس میزنی....

حــامــد
حــامــد

خواهشم اینست : کمی صبوری کن .... فقط کمی.... تادرگرمای دستهای تــــــــــــــــو رفته رفته سرد شوم.....

حــامــد
حــامــد

خدایا ، تو هم گریه می کنی ، می دانم ... فقط اسمش را گذاشتیم "باران" ...!

حــامــد
حــامــد

نفس هایم... هوای بند آمدن دارند... در آغوشت...

حــامــد
حــامــد

رو به نور در کنار تو شاید در همین نزدیکی زندگی صدایمان می کند و آسمان آبی است شاید تنها نگاهمان کمی کهنه شده است

حــامــد
حــامــد

من اینجا بس دلم تنگ است این متن فقط مخصوص توست... زندگی باور دریاست در اندیشه ماهی در تنگ... من و حسرت با تو ما شدن... حسرت به دلم گذاشتی... خدایم. ...

حــامــد
حــامــد

کاش بی واسطه بودم با ستاره ها با خواب ها و با هر آنچه که تو صدایشان می کنی کاش مهتاب بودم در پشت پنجره ات باران بودم بر سقف خانه ات و هوا در چهار دیواری اتاقت...

حــامــد
حــامــد

اردو بزنم تنـهـــای تنـها؛ سبک کنم بار نبودنت را و یــ ـادم برود که... نیسـتــ ـی

حــامــد
حــامــد

آب را گل کردند .... چشم ها را بستند .... و چه ها که با دل کردند ....

حــامــد
حــامــد

گفتند حکم ؟ ورق دست گرفتیم و خندیدیم قرار شد حکم آفتابگردان باشد / تمام سر ها دست خورشید بود زمین دست از ما گرفت .... دو به دو / دل دادیم.... ...... آسمان ، آس ِ /مان را برید دو به / تک .... باختیم بازی روبروی چشم های تو /عاقبت ندارد

حــامــد
حــامــد

هر صبح میزد به دل کوه... ادای فرهاد را در نمی اورد... معدن چی بود... معشوقه اش اما ، شیرین بود... اینو تمام مردهای شهر میگفتند

حــامــد
حــامــد

هنوز هم دلم تنگ میشود محض حرف زدنت و محض تکیه کلامهایت .... که فقط تکیه ی کلام تو نبود.... من هم به آن تکیه داده بودم....