حــامــد
خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .
حــامــد
پیراهنت در باد تکان می خورد این تنها پرچمی ست که دوستش دارم
حــامــد
هر روز...لبخندهای لاغر دخترک را در خود می دید...غمگین شد ...تصمیم گرفت لبخندها را بزرگ جلوه دهد...بزرگ و بزرگ تر...عمیق و عمیق تر...فردا دیگر نه اینه ای بود و نه لبخند زیبایی...اینه صداقتش را به بهای یک لبخند فروخته بود!! که تاوانش... در خود شکستن بود...
حــامــد
قلبم سرشار از تمنا بود.... قلبت سرشار ازنیاز........... دستهایمان دور از هم چیزی کم نداشت.... اما چیزی که زیاد بود سکوت مرگبار نگاهمان بود.... باز هم نگفتی و نگفتم .. هیچ نگفتیم...!!!!!
حــامــد
دلم می خواست زمان را به عقب برگردانم نه برای اینکه کسانی که رفتند را برگردانم ... ...............می خواستم نگذارم که بیایند که نبینم می روند
حــامــد
دخترک به بن بست افکارش رسید، مترسک شد پسرک همچون کلاغ، ترسید،رفت!!! عشق علف هرز شد، ریشه احساس را خشکاند...........! و روزگار عاشقانه ها را دور کاغذی پیچید و دود کرد!!
حــامــد
زمانی می رسد که تو ديگر قادر نيستی بگويی: « جـــــــبــــران ميکنم »
حــامــد
کنــارت هستند. تا کـــی؟ تا وقتـی که به تو احتــیاج دارند. از پیشــت میروند یک روز. کدام روز؟ وقتی کسی جایت آمد. دوستــت دارند. تا چه موقع؟ تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند. میگویــند عاشــقت هســتند برای همیشه. نه فقط تا وقتی که نوبت بازی با تو تمام بشه و این است بازیه باهــم بودن.....!
حــامــد
سیگارم را از پنجره می تکانم. دنیای شما، زیر سیگاری من است..
حــامــد
سفره ماسکهای دورغین..... کسی بوی عشق نمیداد همه را بو کردم.... بوی هوس بود..!!! این مدعیان عاشق عشق ندیده..
حــامــد
به سلامتي مگس كه يادمون داد زياد كه دور كسي بگردي آخرش ميزنه تو سرت....!!!!
حــامــد
شیشه ی پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
حــامــد
می خواهم اعتماد کنم .. اما بد جایی دنیا آمده ام زمین ، جایگاه مارهای خوش خط و خالی که هر روز نیشم می زنند.......
حــامــد
از هیچ کار بچگیم پشیمان نیستم جز این که آرزو داشتم بــــــــــــزرگ شوم …
حــامــد
به روزها اعتماد نکن روزها به فصل که می رسند رنگ عوض می کنند با شب بمان شب گرچه تاریک است اما همیشه یک رنگ است
همه اینارو میدونیم اما باز . . . !!
13 سال و 1 ماه و 23 روز و 22 ساعت و 4 دقيقه قبل