Hami ܓܨܓღ
یه سوال؟؟ کوه چون سنگ بود تنها شد,یا چون تنها بود سنگ شد؟؟؟؟ من که نه کوهم نه سنگ, پس چرا تنهام؟؟/
Hami ܓܨܓღ
هرچه دلم را خالی می کنم دوباره پر می شود از تو ... چه برکتی دارد این عشقت...
Hami ܓܨܓღ
تو اما تاس بریز روی خودت، و با جفت هایت بخواب، بخند! با هر که به خیال تخت روی تو شرط می بندد، توی مشتت تاس ها به احتمال زیاد فکر می کنند، به اینکه میز قمار خوبی هستی، و هیچ کس بازنده بلند نخواهد شد!!!
Hami ܓܨܓღ
کی می خواد مثل تو باشه ،مثل تو که بی نظیری مثه تو که با نگاهت ، منو از خودم می گیری کی می خواد مثل تو باشه ،مثل تو که تکیه گاهی تو به داد من رسیدی،توی تردید و سیاهی همه چی از تو شروع شد،همه چی با تو تمومه چرا دنیارو نبینم ، وقتی چشمات روبرومه عشق تو پناه آخر ، واسه قلب نیمه جونه کی می خواد مثل تو باشه ، کی مثه تو مهربونه وقتی که چشای خیسم، دیگه جایی رو نمی دید جزتوهیچ کس تو دنیا، حال وروزمو نفهمید همه چی از تو شروع شد،همه چی با تو تمومه چرا دنیارو نبینم ، وقتی چشمات روبرومه
Hami ܓܨܓღ
دروغ چرا؟! بگذار راستش را بگویم من مدتهاست باورت ندارم نه خودت را نه عشقت را ...و نه حتی کلماتت را؛ دوست داشتنت را اما همیشه باور داشتم. همین بودنهای گاهی به گاهی همین شنیدنهای هر از گاهی همین دیدنهای ... آخرین باری که همدیگر را دیدیم یادت هست؟! "دوست داشتن" بود یا هرچیز دیگر، اسمش "عشق" نبود. عشق دروغ بزرگی بود که مدتها میان ما رد و بدل می شد...
Hami ܓܨܓღ
هنوزم واسه فهموندن ِ درد ِ بعضی چیز ها ، دستم رو میزنن به بخاری !!
Hami ܓܨܓღ
اگه عاشقی، سعی کن به عشقت برسی چون وقتی بره دیگه رفته. اگه عاشق نیستی پس تلاش نکن که طعمش رو بچشی. چون تلخترین شیرینی روزگاره
Hami ܓܨܓღ
رابطه دو چشم با هم:
آیا از رابطه دو چشم باهم آگاهی دارید؟
هیچ گاه یکدیگر را نمی بینند
با هم مژه میزنند
با هم حرکت میکنند
با هم اشک میریزنند
باهم می بینند
با هم می خوابند
با ارتباط عمیق با هم شراکت دارند
ولی وقتی یک زن را می بینند یکی چشمک میزنه و دیگری نمیزنه !
نتیجه اخلاقی قضیه:
زنها توانائی قطع هر ارتباطی را دارند !
Hami ܓܨܓღ
همه گفتن: عشقت داره بهت خیانت می کنه!... گفتم:می دونم! گفتن: این یعنی دوستت ندارهااااا!... ... گفتم: می دونم! گفتن: خره یه روز میذاره میرها تنها میشی !... گفتم:می دونم! گفتند: پس چرا ولش نمی کنی؟... گفتم:این تنها چیزیه که نمی دونم
Hami ܓܨܓღ
گاهی نباید ناز کشید ؛ انتظار کشید ؛ آه کشید ؛ درد کشید ؛ فریاد کشید .... تنها باید دست کشید و رفت ... !!!
Hami ܓܨܓღ
سکوت قلبتو بشکن و برگرد....
نه نمی خواد برگردی....
تازه دارم نفس راحت می کشم
Hami ܓܨܓღ
خدای خوبی داریم ... آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه ، اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد ... و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد ... آری خدای خوب... نمایش بیشتر خدای خوبی داریم ... آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه ، اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد ... و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد ... آری خدای خوبی داریم ... خدایی که مشتاقانه ما را می نگرد، با چنین خدای بخشنده و مهربانی ؛ ناامیدی از درگاهش معنایی ندارد ...
Hami ܓܨܓღ
دلم برای سادگی ام میسوزد وقتی دستانت را برایم مشت میکنی میپرسی: گل یا پوچ ؟ در دلم میگویم : دستهای تو . . .
Hami ܓܨܓღ
چـه سـاده بـه اعـتبار دسـتـانـت زمیـن خوردم !!!
گاهی وقتا ناخواسته میشینی پای حرفای یکی آرومش میکنی انقد آرومش میکنی که همه زندگیشو بهت میگه
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 20 ساعت و 17 دقيقه قبلروز بعد میشینی پای حرفاش کم کم میبنی خیلی درد داره تو زندگی... میشی همدردش...کم کم میبینی هر روز دوس داری باش حرف بزنی... یه مدت میگذره میشه همه زندگیت میشه تمام وجودت...ازت دوره ولی هر لحظه حسش میکنی...همش تو مخته که بری از نزدیک ببینیش دوری هرجفتشونو اذیت میکنه...جفتشون همو دوس دارن ولی خیلی فاصلس بینشون...هر چی تلاش میکنن نزدیک شن ولی دورو دورتر میشن...یکیشون خیلی تلاش میکنه که بهش نزدیک شه... «چه روزی بود» با هزارتا مشکل خونوادرو میپیچونی که بری پیش زندگیت بری پیش عمرت بری پیش همه کست...بلاخره موفق میشه بره پیشش...قم-تهران-ترمینال غرب-مترو-چهارراه ولیعصر-اتوبوس-پارک ساعی...ضربان قلب 1000 از دور میبینیش...استرس زیاد نمیذاره بری جلو...آخ...دلو میزنی به دریا میری جلو...دست دراز میکنی سمتش... دستاشو میاره جلو... هنوز حسش میکنم... اولاش صدات بیرون نمیاد یکم که راه میری ضربان قلب تعادل پیدا میکنه...آخ اون قدمای اول که از پله های پارک میری بالا... میری تو پیاده رو نمیدونی از کجا شروع کنی نمیدونی چی بگی فقط دوس داری نگاش کنی آهنگ صداش قشنگترین موسیقی به گوشته... یه لنز لعنتی چشای خوشگلشو اذیت میکنه چشای خوشگلش هی خیس اشک میشه دل نداری تو چشاش نگاه کنی... باید بریم سراغ لنزاش تو میدون انقلاب بود فک کنم... انقد دوس داری بغلش کنی ولی نمیشه... داغی آفتابو بهونه میکنه که بادستای نازش سرتو دست بکشه بگه قربون سرت برم چقد داغ شده... بعد یکی دو ساعت پیاده روی با عمرت میرسی مغازه عینک فروشی واسه تعویض لنزای لعنتی... بعد از اونجا میریم سمت پارک لاله... آها بستنیم خوردیم...اونجا پرسیدی ادکلنت چیه؟!... (امیدوارم تواَم یادت باشه) رسیدیم پارک لاله... یه صندلی تو سایه یکم خنده شوخی... یکم نگاه های من تو چشاش...یکم خجالتش...یکم شیطنتاش... (آب معدنی یادته) ریختی روصورتم...
دارم اذیت میشم بسه دیگه
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 20 ساعت و 17 دقيقه قبلرسیدیم ته خط ته خط ینی لحظه ی خدافظی با یه دل درد رفتی سمت اتوبوس که سوارش شی وای بغض خفم میکرد مثه الان... خدافظی کردورفت دور شدو دیگه تو دیدم نبود منم داغون رفتم سمت مترو ترمینال غربو قم خونه عمو بهترین روز عمرت زود تموم شد خیلی زود ولی عوضش خاطرش خیلی میمونه به همینش زندم
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 20 ساعت و 16 دقيقه قبلفک کنم 10 ماه یا بیشتر باهم بودیم تموم زندگیم بودو هستو خواهد بود
خیلی اذیتش کردم خیلی
یه جاهایی اشکشم درآوردم ازت معذرت میخوام تو عمرم هیشکسو مثه تو نخواستم اگه یه وقتایی اذیتت کردم از رو تعصبی بود که رو تو داشتم
به هر حال بیخیال الان ته دوستیمونه ینی ته زندگیمه 10 روزه رفتی البته تو میگی من رفتم ولی من هستم تا تهشم هستم واسه همینم هست که میخوام جونمو بدم بهت ثابت کنم تا تهش بودمو تو کم آوردی
اشکایی که ریختیو تلافی کردی 100 برابرشو اشکایی که بخاطر تو ریختمم دوس دارم
نمیتونم زنده باشمو ببینم یکیو جای من ببوسی یکی جای من بغلت باشه
خواستم بگم تو این 10 روز که ازم خبر نگرفتی شبو روزم خوندن اس ام اسامون نگاه کردن عکسامون حموم زیاد رفتم که این اشکا بریزهو سبک شم ولی هنوز سنگینه این دلم...این 10 روز آبرو برام نموند دو سه روز اولشو زدم بیرون (پنجه های مردونه زیر گوشم... خون گوشه لبم)
خدا اون بالا نشستهو شاهده که این پست حرف به حرفش با اشکام بود
آی بند نمیاد لامصب آخ قربون حامی گفتنت برم قربون اوهووووم گفتنت برم قربون زور زدنت برم
خیلی بد کردی باهام حقم نبود نیلو...
دیگه نمیشه ادامه داد...
همیشه عشقم میمونی...
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 20 ساعت و 16 دقيقه قبل