atousa
يه پشت کنکوري ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه جوونک ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! يارو ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد
₪ fAteMe₪
اینایی که پست میخونن و نظر نمیدن مثل اینایی هستن که یواشکی از پشتِ پنجره خونه همسایه رو دید میزنن ...!!!
پرسپولیس
هر کار میخوای بُکُنی ، بُکُن ; چرا پیرهن ِ مَردمُ پاره میکنی بی فرهـــــــــــنگ ؟!!


14 سال و 26 روز و 48 دقيقه قبل توسط موبایلﻣﻦ اﻻﻥ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ ﭼﻲ ﭼﻲ ﺷﺪ
ﻳﻨﻲ ﭼﻲ ﺑﺎ ﻗﻂﺎﺭ اﻭﻣﺪ ﺑﺪ ﺩﺳﺘﻮ ﭘﺎﺵ ﺧﻮﻧﻲ ﺑﻮﺩ
ﻳﻜﻲ ﺑﻢ ﺑﮕﻪ ﻣﻦ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ