★ .IM big : hacker★
آزادی پنج حرف ساده در انگشتهای خستهات دلخوشی و نه از اسارت دستهای بستهات دلخور با اینحال همینکه به خانهات برگردی جای آخرین مشتت را روی دیوار قاب خواهی کرد
★ .IM big : hacker★
حالم بد است و چقدر دلم می خواهد سرم, کمرم, دندانم یا حتی چشمانم درد بگیرند
★ .IM big : hacker★
مشتها اما بهتر از همه میدانند دستی که پارچهای سپید را تکان داده تفنگ را پر میکند و انگشتی که پای صلحنامه خورده ماشه را میکشد - هرچه باشد مشتها همجنسهای خودشان را که بهتر از ما میشناسند –
★ .IM big : hacker★
راستش را بخواهی دیگر به دستهای تو هم اعتمادی ندارم به هیچکس و هیچچیز اعتمادی ندارم آنقدر که فکر میکنم هرکه ایستادهست پایی برای دویدن ندارد یا آنکه میدود پاهایش را از پای جوخهی اعدام دزدیدهست.
★ .IM big : hacker★
شتها همجنسهای خودشان را که بهتر از ما میشناسند –خدایا با توااااااااااام.....
★ .IM big : hacker★
ساخت گوشی ويندوزی از سوی چينیها
★ .IM big : hacker★
از بهار حظّ ِ تماشایی نچشیدیم، که قفس باغ را پژمرده می کند.
★ .IM big : hacker★
بارانی که روزها بالای شهر ایستاده بود عاقبت بارید، تو بعد ِ سالها به خانه ام می آمدی...
★ .IM big : hacker★
من دلم برای «او» گرفته است