hamraz
ميداني چه مي شود وقتي تمام احساساتت و عشقت را جمع كني و همه را به يك نفر هديه كني ..! مايه نشاطش باشي و تمام تلاشت شاد نگهداشتن او باشد . اما او بي اعتنا باشد و بي تفاوت . اينچنين است كه لحظه هاي خاموشي جان مي گيرد
hamraz
اي كاش نسيم بودم تا صورتت را نوازش كنم ، اي كاش گل بودم تا يكي از غنچه هايم را به تو هديه مي دادم اما افسوس ، نه بارانم نه نسيم و نه گل ، ام هر چه هستم تو را دوست دارم.
hamraz
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکديگــر نگــــاه کنيم .
hamraz
تقديم به چشمي كه اشكش منم، تقديم به اشكي كه غمش منم، تقديم به شمعي كه پروانه اش منم، تقديم به گلزاری كه گلش...تويي.وتقديم به عشقي كه عاشقش منم
hamraz
این روزها دلم بهانه گیرشده مدام بهانه ی تورامی گيرد این بهانه گیری هامرابه یاد بچگی ام می اندازدكه به دنبال مادر گریه میكردم تامراباخودببرد امااومهربان بود ومرابه سینه می فشرد وبرموهایم بوسه می زد!ولی تو....توبااخم تلخ وصدای خشنت اشك رابرگونه هایم می خشكانی ودستت رابروی لبانم میگذاری ومیگویی هیسسس!!! من حتی ازترس نمی توانم باتودرد دل كنم نكنداین روزهابه جای قلب درسینه ات سنگ می تپد؟هییییی نكنداین روزها قراراست كسی جای مرابگیرد؟
hamraz
اگه نصف دنیارو بهم بدن قبول نمیکنم ، آخه میترسم تو توی نصف دیگه باشی !
hamraz
شادی بهانه ایست برای زندگی ، زندگی پر بهانه ای را برایت آرزومندم !
hamraz
. صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناکتر ولی از همه دردناکتر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش .
hamraz
عشق فراموش کردن نیست بلکه بخشیدن است گوش کردن نیست بلکه درک کردن است دیدن نیست بلکه احساس کردن است جا زدن و کنار کشیدن نیست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است حتی اگر شده تنها . . . .
hamraz
قبل از اینکه به کسی بگی دوست دارم ، خوب فکراتو بکن چون شاید چراغی در دلش روشن کنی که خاموش کردنش به خاموش شدن او بیانجامد .
hamraz
عشق مقدس است ... و عاشق هيچگاه خيانت نميکند .
hamraz
کاش میدانستی آن کس که در تو امید به زندگی را پرورش میداد ، خودش محتاج قطره ای از باران محبت بود . . . .
hamraz
افتخار در خشک کردن اشک است ، نه در جاری کردن آن . . .
hamraz
. اکثر ما نه به خاطر یافتن فردی کامل ، بلکه به خاطر کامل دیدن یک فرد نا کامل عاشق میشویم که از پیله تنهائی خود رها شویم .
hamraz
سالها آرزو داشتم سایه اش بر سرم باشد . کور بودم ، او سراسر نور بود . . .