Hasti
باد آورده را باد می برد; امــــا… تو که با پای خودت آمده بودی
Hasti
نمیدانم چرا بین این همه آدم پیله کردم به تو! شاید فقط با تو پروانه میشوم!
Hasti
آدم دلتـــنگ؛حرف حالی اش نمی شود … لطفاً برایش فلسفه نبافید … !!!
Hasti
چند تا جوون تو یه پاساژ تو بالای شهر بوتیک داشتن. یه روز دیدن یه مرد ساده با سرووضع خیلی ساده داره میاد طرف بوتیکشون. حس باحالی بهشون دست داد و با خودشون گقتن یه کم واسه خنده اسکولش کنیم . مرده اومد داخل و پرسید : شما اینجا چی میفروشین ؟؟؟ با خنده گفتند : الاغ ...!!! مرده گفت : ببخشید جز خودتون مورد دیگه ای واسه فروش ندارید ؟
Hasti
میترسم انقد ریالمون سقوط کنه اونایی که سه هزارمیلیارد اختلاس کردن رو بهشون بگن آفتابه دزد
Hasti
گواه تنهائی ام سطرهای نانوشته میان بغض های فرو خورده ایست که نبودنت را فریاد می کشد ...
Hasti
برای آن همه احساس عاشقانه ی من ، سکـــــــــــــــوت ..... حرف قشنگی نبود
Hasti
اشک من جاری شد... جای تو خالی بود جـــــــــای تـــــــــو ... عکس تو درطاقچه ی کوچک قلبم خندید شعر دلتنگی من سخت گریست
Hasti
دلم ساعتی میخواهد که مانده باشد روی ساعتهای باتو بودن...
Hasti
نمیدانم دركجای خاطراتم ایستاده ای كه از حواس لحظه هایم پرت نمی شوی...
Hasti
در خیال دیگری میرفت... و من چه عاشقانه کاسه ی اب پشت سرش خالی میکردم...

13 سال و 11 ماه و 22 روز و 7 ساعت و 55 دقيقه قبلمن عمرا
تو اونجایی که یادمه خودت اومدی
پس میگم باد منو ببره
13 سال و 11 ماه و 22 روز و 7 ساعت و 53 دقيقه قبل
13 سال و 11 ماه و 22 روز و 7 ساعت و 51 دقيقه قبلنننننننننننننننننننننننننننه
بمون