hasty
مامانم اومده میگه : به نظرت افطار چی بخوریم ؟ میگم : ghorme sabziمیگه : گمشو بابا میخوام استانبولی درست کنم!! خب مادر من اینکه میگی “به نظرت” دقیقاً منظورت چیه ؟؟
hasty
بیا با هم خانهای بسازیم بیهیچ دری به بیرون تنها دریچهای کافیست تا به خیابان نگاه کنیم و بخندیم به این زندانیهای سرگردان . . .
hasty
در عجبم…! راننده نیستم…! اما هر کس به من می رسد …مسافر است./././././././
hasty
“شانس”نام مستعارخداست آنجاکه نمیخواهدامضایش پاى داده هایش باشد
hasty
کاش میفهمیدی قهر میکنم تا دستم را محکمتر بگیری وبلندتر بگویی:بمان…نه اینکه شانه بالا بیندازی وآرام بگویی هر طور راحتی...
hasty
این روزها فهمیدن زبان مادری سخت شده است قبلتر ها وقتی می گفتند: دوستت دارم معنی فارسی اش ساده بود اما حالا “دوستت دارم” هزار معنی مختلف می دهد الا دوست داشتن . . .
hasty
تعداد دقیق مژه هایت را میدانم تعجب نکن ، مگر زندانی کاری جز شمردن میله های زندانش دارد ؟
hasty
خدایا ! من را در برابر بعضی از دوستانم محافظت کن خودم از عهده تمام دشمنانم بر میآیم . . .
hasty
وقتي يه بار ازدوست (دخترت يا پسرت)ضربه مي خوري درست مثل اين مي مونه که با ماشين بهت زده و داغونت کرده ولي وقتي مي بخشيش درست مثل اين مي مونه که بهش فرصت دادي تا دنده عقب بگيره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چيزي ازت نمونده
hasty
روزی دروغ به حقیقت گفت: مــــیل داری با هم به دریـــا برویم و شنـــا کنیم؟ حقیقــت ساده لــوح پذیرفت و گول خورد. آن دو با هم به کنار ساحل رفتند، وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد. دروغ حیلــــه گـــر لباسهای او را پوشید و رفت. از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است، اما دروغ درلبــــــاس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود....
hasty
عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچ وقت نداند که چرا خیس نشد.....
hasty
وقتی به دنیا اومدی، تو تنها كسی بودی كه گریه میكردی و بقیه می خندیدن. سعی كن یه جوری زندگی كنی كه وقتی رفتی، تنها تو بخندی و بقیه گریه كنن. ....