hasty
. هیشکی هم عاشقم نمی شه، حالا تنها می مونم به جهنم، می ترسم این همه کمالات و زیبایی هدر بره !
hasty
رفتم تو کوه داد زدم .. یعنی از من خوشگل تر وجود نداره ؟ صدا اومد نداره نداره نداره … هچی دیگه مطمئن شدم برگشتم !
hasty
آرزو کن..... گوشهای ” خدا ” پر است از آرزو و دستهایش پر از معجزه شاید بزرگترین آرزوی تو کوچکترین معجزه ی ” خدا ” باشد . . . ..
hasty
اگر با چنین موردی برخورد کردین تعجب نکنین ! از واجباته والا
hasty
بیشعوری یعنی: واسه ثابت کردن باحال بودن جلوی چند نفر غریبه دوستتو خراب کنی به همین راحتی . . . .
hasty
حرفش راساده گفت:من لایق تونیستم..! امانمی دانم خواست لیاقتم رابه من یادآوری کندیاخیانت خودش راتوجیح!؟
hasty
گنجشک میخندید به اینکه چراهر روز بی هیچ پولی برایش دانه میپاشم من میگریستم به اینکه حتی اوهم محبت مراازسادگی ام میپنداشت......
hasty
خداهم که باشی ، بازهم یک عده ازتو ناراضی هستند اما از بچه های مردم همه راضی اند ! ......
hasty
میدونستی ما هممون یه جورایی یه زمانی جزو اقلیت های هندی بودیم..؟ چون یه ‘گاو’ هایی رو یه روزی بعنوان عشقامون میپرستیدیم
hasty
به که دل باید بست…! به امینی که امانت خوار است…! یا به شهری که پراز دیوار است…! یا به افسانه دوست…! گریه ام میگیرد…! .