هلناز
از 3 نفر هرگز متنفر نباش : فروردینی ها ، مهری ها ، اسفندی ها چـون بهتـرین ها هستند... ❤ سه نفر را هرگز نرنجون : اردیبهشتی ها ، تیری ها ، دی ماهی ها چـون صادق هستند... ❤ سه نفر رو هیچوقتـــ نذار از زندگیتـــ بیرون برن : شهریوری ها ، آذری ها ، آبانی ها ...چـون به درد دلتـــ گوش میدهند... ❤ سه نفر رو هرگز از دستـــ نده : مردادی ها ، خردادی ها ، بهمنی ها چـون دوستـــ واقعی هستند... ❤ "تو مال کدوم ماه هستی"....؟
هلناز
دوستي رو از زنبور ياد نگرفتم كه وقتي از گلي جدا ميشه ميره سراغ گل ديگه..... بلكه دوستي رو از ماهي ياد گرفتم كه وقتي از آب جدا ميشه مي ميره
هلناز
دیروز تو تاکسی نشسته بودم که راننده تاکسی سیگار روشن کرد یه دختر که خیلی هم با کلاس بود و رو صندلی جلو نشسته بود همچی با ناز گفت : حاج آقا!! میشه بی زحمت خاموش کنین ! میدونین الآن 30% واسه شما ضرر داره 70%واسه ما!!! راننده هم خیلی خونسرد یه گوشه ایستاد سیگار رو از گوشه لبش ور داشت گرفت سمت دختره و با یه صدای بلند گفت: خب چرا نارحتی! بگیر تو بکش70% واسه ما ضرر داشته باشه!!!!!!!!!!!! یعنی بیچاره دختره ! دیگه کلا حرف نزد ! بقیه پولشم نگرفت همینطور گذاشت رفت!!!
هلناز
تو کلاس درس معلم گفت بچه هاى عزيز امروز ميخوام بگم دو آدم اول دنيا چطور به وجود اومدن!! يکى از بچه ها گفت: خانوم اونو ميدونيم بگيد نفر سوم چطور به وجود اومد؟!!
هلناز
بخدا با عجیجم میشه کنار اُمد با عجقم میشه کنار اُمد به قرعان با چیتال میتونی (چی کار میکنی) میشه کنار اُمد ولی دیگه با دوسـِـد دالـم یـه خـُـلـده، قـد یـه سـوکـسِ مُـلـده ... سَـلِــت کــُـلـاه گـذاشـتـم، سـوکـسـه هـنـوزنـمُـلـده نمـــــــــــــ ـــــــــــــــ ـــــــــــــــ ــــیشه والا نمیشه بلا نمیشه از اعصابه من خارجه ولم کنین دیوونم کردیـــــــــــ ـــــــــــــــ ـــــــــــــــ ن
هلناز
ممنون جواب خوبیه برای حالت چطوره؟، حداقلش اینه که طرفت دوباره نمی پرسه حالت چطوره تهش هم نمی فهمه چطوری، فکر میکنه خوبی...
هلناز
همیشه اجازه بدین اول رئیس شما حرف بزنه....!یه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند... یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه... جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم... منشی می پره جلو و میگه: «اول من ، اول من !... من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم»... پوووف! منشی ناپدید میشه... بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: «حالا من ، حالا من!... من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم ، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای نوشیدنی داشته باشم و تمام عمرم حال کنم»... پوووف! مسوول فروش هم ناپدید میشه... بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه... مدیر میگه: «من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن»!!
هلناز
بنی آدم ابزار یكدیگرند در اسگل كردن ز هم برترند چو عضوی به درد اورد روزگار دگر عضوها را خنده و هار هار . . . شاعر معاصر
هلناز
حیف نان با صورت باند پیچیده میاد تو خیابون. رفیقش میگه چرا اینقدر به صورتت باند پیچیدی؟ حیف نان میگه داشتم اتو می کردم تلفن زنگ زد بجای گوشی تلفن اتو رو گزاشتم دم گوشم. رفیقش میگه پس اونور صورتت چی شده؟ حیف نان میگه تا اتو رو گذاشتم زمین تلفن دوباره زنگ زد! !!!
خردادی (0 دوست واقعی0)
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 21 ساعت و 6 دقيقه قبلآبان
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 21 ساعت و 6 دقيقه قبلما بهترینها هستیم
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 21 ساعت و 6 دقيقه قبلهورااااااااااااا
میسی
قابلتونو نداره....
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 21 ساعت و 3 دقيقه قبلمن دی
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 18 ساعت و 5 دقيقه قبل