موضوع انشا: تابستان خود را چگونه گذراندید امسال تابستان خود را در دنبالر گذراندیم. دنبالر جای شلوغی بود از هر صنف انسانی در انجا بود.اوایل که به دنبالر رفتیم خیلی احساس تنهایی میکردیم اما کم کم دوستان فوقالعاده ای پیدا کردیم که ما را به ماندن در دنبالر ترغیب میکرد و دیدن این همه گیلانی در سایت حس خانه را به ما القا میکرد هر روز و هر هفته خواندن نوشته های زیبای دوستان لب های ما را گاه به خنده و گاه به اه وا میداشت ما در دنبالر زندگی کردیم!!!اما متاسفانه روزی به خود امدیم و دیدم تابستان پایان یافته و زمان کوچ فرا رسیده... خیلی غمگین شدیم به دلیل دوری از دوستان عزیزی که در این مدت پیدا کردیم اما خب اجبار ما را مجبور به کوچ کرد.... (نظرات)
#کوچیک که بودم همیشه دلم میخواست یه چیزی از خودم برای #آیندگان بجا بذارمیه #جوجه ماشینی داشتم که بعد چند روز #مرد و من دلم میخواست #فسیل درست کنم یه گوشه ی #حیاطمون چاله کندم و یه #سنگ-مرمر صاف پیدا کردم و گذاشتم تو #چاله و بعد #جوجه رو قشنگ خوابوندم روش تا مثلا بعدها #فسیل بشهبعد چند #سال من دیگه #یادم رفته بود و #بابام دقیقا همونجا یه #درخت کاشت و الانم اون درخته بزرگ شده ینی #فسیل میشه برای #آیندگان؟
اِ عآغآ شما چرا منو دیدین من اصلا حواسم به شما نیست شما ادامه بدین بی زحمت فقط یه کم حرفای جالب تر و خصوصی تر بزنین. برا خودتون میگم که یه وقت حوصله تون سر نره
اغا اغا برم دیگهههه یک صفحه از #خلاصه-نویسیام مونده بخونم بعدم شب به افتخار من بریم #طرقبه خیلی #دعام کنین وعده ی من فردا بعد از ظهر همینجا بایییی باییییییییییی /
#عادت-دارم هر وقت هر مدل #جارو بگیرم دستم !! این #شعر رو زیر لَب #زمِزمِه کنم !! " میرن آدمــــــــــــــآ آ آ از اوناشون فقط #خاطرها شون به جا میمونه " !!
#اعتراف می کنم از خواهر صدا کردن یه دختر تو دنیا مجازی یا برادر صدا کردن دخترا به یه پسر خیلی بدم می یاد ، مگه دوست بودن چه عیبی داره که همه می خوان خواهر و برادر هم باشن؟؟
ظهر قرار بود یه #جای_خوب بریم...یه #بابابزرگم زنگ زد به #مامانم گفت بیا واسه کاری بهم کمک کن...اون یکی #بابابزرگم چشم درد گرفت به #بابام زنگ زد بیا منو ببر دکتر...بعد عمم باید هفته بعد #بچه_اش به دنیا می یومد، دکتر گفت #امروز...لوله کشی آب خونمونم مشکل پیدا کرد...خوب #خدایا یه دفعه یه #زلزله نازل می کردی دیگه...
نیلو
اصلن هیچی سال 69 نمیشهما همه خوشیارو که باهم داریم دیگه چی میخوایم!!!تفریحمون سر جاشِ،آزادیمون سر جاشهِ،کارم که فراوون، موندیم خودمون از توش انتخاب کنیم
من به شخصه با تمام نظرات موافقمدهه،50،60،70،80
از #بیکاری داشتم وسایلای #قدیمی رو در میاوردم یه تجدید #خاطره ای بشه که 2تا #نقاشی از دوران #راهنماییم پیدا کردمنمیدونم چرا اون موقع آدما به نظرم این شکلی بودنیادم نیست چرا #لب نمیکشیدم واسشون
خاله تاکسی دربست گرفتی اینقده زود رسیدی؟ نمیگی تند میاد خطر داره سلامتیت به خطر میوفته
12 سال و 11 ماه و 19 روز و 7 ساعت و 22 دقيقه قبلدیگه خطر ُ به جون خریدم که زود برسم
12 سال و 11 ماه و 19 روز و 7 ساعت و 11 دقيقه قبلعمو
12 سال و 11 ماه و 14 ساعت قبلعموجان منقرض شدی اساسی
12 سال و 10 ماه و 20 روز و 15 ساعت و 28 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 44 دقيقه قبل