موضوع انشا: تابستان خود را چگونه گذراندید امسال تابستان خود را در دنبالر گذراندیم. دنبالر جای شلوغی بود از هر صنف انسانی در انجا بود.اوایل که به دنبالر رفتیم خیلی احساس تنهایی میکردیم اما کم کم دوستان فوقالعاده ای پیدا کردیم که ما را به ماندن در دنبالر ترغیب میکرد و دیدن این همه گیلانی در سایت حس خانه را به ما القا میکرد هر روز و هر هفته خواندن نوشته های زیبای دوستان لب های ما را گاه به خنده و گاه به اه وا میداشت ما در دنبالر زندگی کردیم!!!اما متاسفانه روزی به خود امدیم و دیدم تابستان پایان یافته و زمان کوچ فرا رسیده... خیلی غمگین شدیم به دلیل دوری از دوستان عزیزی که در این مدت پیدا کردیم اما خب اجبار ما را مجبور به کوچ کرد.... (نظرات)
تا دیروز که همَش قسمتِ ارسالِ دوستانَم تُند تُند آپدیت میشُد و هَر پُستم حداقل 12 تا لایک میخورد فک کردم من اینجام غریب نیستم!!! امروز که آخرین پُستِ صفحه ی اولِ ارسال دوستان مال 34 دیقه پیشه و اینکه 2،3 تا لایک به زور میخوره پُستام فهمیدم این 135 نفری که دنبالَم کردن همشون دوستای قدیمیِ بیپ فآییِ خودم بودن!! من اینجا رفیقِ جدید ندارم ینی؟! A تو روحتون!
خب جونم براتون بگه که ، آقا خسته نشدين از بس چک و چونه زدين با هم که بريم نريم، بمونيم نمونيم ازونجايى که کنکوريم عارضم به خدمتتون که تو دينى سوم داريم که انسان دو ويژگى تفکر و انتخاب داره ! و تازه تو دينى پيش دانشگاهى هم داريم که قدرت انتخاب تقدير انسانه الان من فقط ميسپرمتون به تقدير الهى تون ..
خاله تاکسی دربست گرفتی اینقده زود رسیدی؟ نمیگی تند میاد خطر داره سلامتیت به خطر میوفته
12 سال و 11 ماه و 19 روز و 12 ساعت و 39 دقيقه قبلدیگه خطر ُ به جون خریدم که زود برسم
12 سال و 11 ماه و 19 روز و 12 ساعت و 29 دقيقه قبلعمو
12 سال و 11 ماه و 19 ساعت و 17 دقيقه قبلعموجان منقرض شدی اساسی
12 سال و 10 ماه و 20 روز و 20 ساعت و 46 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 1 دقيقه قبل