Herose
کورش جان از کارهای نیک تو نمیتوان چشم پوشید اما عده ای سعی دارند تو را نقطه مقابل اسلام قرار دهند . . . همان دینی که گر به تو عرضه میشد چه بسا که می پذیرفتی... همان دینی که چهارچوبش خدا و دیگر گفتار، کردار و پندار نیک است. . . نمی دانم چرا ما را مجبور به الگو گیری از تو میکنند تا علی (ع) . . .؟ تو بر تخت شاهی خاکها فتح کردی اما علی بر منبر چوبی دلها فتح میکرد . . . چرا سخن از بخشش تو و آزادی در انتخاب دین هست ولی کسی از بخشیدن و بخشودن علی حرفی نمی زند؟ تو شاه بودی و بخشیدی . . . تو از نظر مادی ثروتمند ترین مردمان بودی و بخشیدی . . . ولی مولایم علی و ادامه دهندگان راهش، در نهایت قناعت، بخشیدند و بخشودند . . . گرسنه بودند ولی غذای خود را به دیگری دادند . . . و . . . و . . . آری کوروش کبیر... خواب دیگر بس است برخیز و خود را از چنگ افرادی که با نام تو بر علیه خدای تو مبارزه میکنند رها کن . . .
Herose
آرامشم را از من گرفتید. نمی توانم از هوایی که خدا برای هر دوی ما به وجود آورده به راحتی نفس بکشم. هر لحظه در ترسم. آیا می توانم این رنگ یا شکل لباس را بپوشم؟ آیا می توانم به این کوچه بروم؟ آیا می توانم بخندم یا حرف بزنم؟ هر چیز در موجودیتِ آزار و اذیت تو برایم درد آور و وحشت آلوده شده. کمی به درون خود ببین. یک انسانِ دیگر از تو چه کمی دارد که با او اینگونه برخورد می کنی؟ کی به تو حق داده انسان دیگری را قضاوت کنی و توهین کنی؟ مگر تو بر من چی برتری داری؟ مگر از همسانِ من زاده نشده ای؟ اگر در قفس آهنی راه بروم باز هم سعی خواهی کرد تا مرا لمس کنی!