Herose
کورش جان از کارهای نیک تو نمیتوان چشم پوشید اما عده ای سعی دارند تو را نقطه مقابل اسلام قرار دهند . . . همان دینی که گر به تو عرضه میشد چه بسا که می پذیرفتی... همان دینی که چهارچوبش خدا و دیگر گفتار، کردار و پندار نیک است. . . نمی دانم چرا ما را مجبور به الگو گیری از تو میکنند تا علی (ع) . . .؟ تو بر تخت شاهی خاکها فتح کردی اما علی بر منبر چوبی دلها فتح میکرد . . . چرا سخن از بخشش تو و آزادی در انتخاب دین هست ولی کسی از بخشیدن و بخشودن علی حرفی نمی زند؟ تو شاه بودی و بخشیدی . . . تو از نظر مادی ثروتمند ترین مردمان بودی و بخشیدی . . . ولی مولایم علی و ادامه دهندگان راهش، در نهایت قناعت، بخشیدند و بخشودند . . . گرسنه بودند ولی غذای خود را به دیگری دادند . . . و . . . و . . . آری کوروش کبیر... خواب دیگر بس است برخیز و خود را از چنگ افرادی که با نام تو بر علیه خدای تو مبارزه میکنند رها کن . . .
Herose
قیافه ی دخترای محل ، وقتی که فهمیدن دوست دختر دارم : ))
Herose
خدا نکند آدمها بچهدار شوند یا یک سگی، گربهای، خرگوشی، همستری، چیزی را بیاورند خانهشان. از آن به بعد، موضوع همهی حرفهای آدمهای آن خانه و اطرافیانشان و موضوع همهی عکسها و نوشتههای [!]بوکشان درمیآید. دیگر هیچ لحظهای در سکوت نمیگذرد و همیشهای «سوژه»ای وجود دارد. از احوالات درونی دستگاه گوارش کودکشان جوری حرف میزنند و از عادتها و حرکات سگها و گربههایشان طوری تعریف میکنند که اول به عقل آنها شک میکنی، بعد هم به خودت شک میبری که نکند این موضوعها همینقدر مهماند و مشکل از من است که اینقدر بیاحساس و زمختم. دستآخر، فکر میکنی که اصلا شاید این سگوگربهها و این فرایند بیوقفهی تولیدمثل بهانه باشد. شاید آدمها هر کاری میکنند که فقط بتوانند «حرف» بزنند...