Hesam
دو تا رفیق بودن که همیشه با هم میرفتن میخونه عرق خوری,یکیشون میمیره,چند وقت بعد اون یکی میره میخونه به ساقی میگه: دو تا پیک بریز,ساقی میگه: چرا دو تا؟ جواب میده:یکی واسه خودم,یکی واسه اون رفیقم که مرد, یک سال بعد دوباره میره میخونه میگه: یه پیک بریز, ساقی میگه: رفیقتو فراموش کردی؟میگه:نه,خودم توبه کردم اینو میخورم به یاد رفیقم...به سلامتی کسی که رفیقش یادش نمیره...
Hesam
خدا بیامرزه مادر آقا مهدی مهدوی کیا رو.
Hesam
ترسیده باشی از کوچ اوج رو ندیده باشی واسه یه مشتی دونه اهلیه آدما شی...
Hesam
درد دارد وقتي مــــــيرود وهمــــــه ميگوـــــــــــيند ((دوســــتت نداشـــــت)) و تــــو نمــــيتواني ثـــــابـــــت كـــــني...
Hesam
سلام روزگار… چه میکنی با نامردی مردمان… من هم … اگر بگذارند … دارم خرده های دلم را… چسب میزنم… راستی این دل … دل می شود ؟
Hesam
همـــه میتــونــن اسمـــت رو صـــدا کنن امـــا … کـم هستــن کســایــی کــه وقتــی اسمــت رو میـــگن لـــذت میبـــری و بــا تمـــام وجــود در جـــوابشــون دوســـت داری بــگــــی جــــــــــونــ ـم
Hesam
قرارمون این نبود ، قرار بود برای برقراری یکدیگر بکوشیم نه برای بی قراری ، حالا که از من دوری بدجوری بی قرارتم . . .
Hesam
ز چشمت چشم آن دارم ، که از چشمم نیاندازد به چشمانی که چشمانم ، به چشمان تو مینازد زکات چشم ، چشمی سوی چشم ما کن که چشمم را بجز چشمت ، دگر چشمی نمی سازد . . .