علی بی غم
کاش , روزهــــــــــــایِ دلتنگی ِ مـــــــــــن..... مثل ِ "دوست داشتن هایِ" تـــــــــــو کـــــــــــوتاه می شد کاش
علی بی غم
تنهایــی همیــــن است ؛ تکـــرار نامنظم مــن بـــی تــــو ! بـــی آنکه بـــدانـــی بــرای تــو نفس مــی کشیـــدم.......!
علی بی غم
توي دنيا دو تا نابينا مي شناسم، يكي تو كه هيچ موقع عشقم رو نديدي، يكي من كه كسي رو جز تو نديدم .
علی بی غم
تمام غصه هایی که برایت خوردم را بالا آوردم ! طعمِ بیهودگی می داد ...! دلم را بالا می آورم با این انتخابش ....!
علی بی غم
اسمـــان کــه از پـا درآمـــد دقیقـــه ای در مـــن بخـــواب همه مال من اند آسمان ستاره آب آینــــه و من ! چه تهی دستـــــــــم !
علی بی غم
تنها نيستم مدتی ست ...با تو در خودم زندگی می کنم...!
علی بی غم
شيشه اي مي شكند... شيشه اي مي شكند... يك نفر مي پرسد که چرا شيشه شكست؟ مادرم مي گويد: شايد اين رفع بلاست. يك نفر زمزمه كرد... باد سرد وحشي، مثل يك كودك شيطان آمد كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه ي مغرور می شكست، عابري خنده كنان مي آمد... تكه اي از آن را برمي داشت مرهمي بر دل تنگم مي شد... اما امشب ديدم... هيچ كس هيچ نگفت. غصه ام را نشنيد... از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم كمتر بود؟ دل من سخت شكست اما... هيچ كس هيچ نگفت و نپرسيد چرا....
علی بی غم
خدایا !...بگذار دست یابم به هر آنچه که دلم با او آرام میگیرد ...
علی بی غم
چه ميكوشي به درمان من اي بخت كه من پروردهي دامان دردم جگر پرورد غم، با اشك گرمم رهآورد خزان، با آه سردم