علی بی غم
کاش می دانستم چه کسی این سرنوشت را برایم بافت
آنوقت به او می گفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای که بغض هایم را نمی توانم فرو بدهم..... !:
علی بی غم
ای که مدتهاست بامن نیستی ، من همانم ، که با من زیستی ، رنجهایم را شنیدی باز هم ، عاقبت گفتی ، غریبه کیستی ....؟!
علی بی غم
کیستم من ؟ پسری آمیخته با درد یا که یک درد بزرگ ، شایدم صندوقچه درد من ندانم کیستم ! از کجا آمده ام به کجا خواهم رفت ؟ ! یا که یک دریای غم،شایدم صحرای غم ! من ندانم کیستم ؟! چیستم ؟!
علی بی غم
من هم میروم اما فرق منو تو در این است من رفتن تو را پـشـت هاله ای اشک دیدم و دم نزدم اما تو رفتن مرا نخواهی دید . . .
علی بی غم
مرا به آغوشت کشيدي به صليبي که سرنوشتم بود ..
علی بی غم
درد را از هر طرف که نوشتم درد بود!!!
علی بی غم
راهي است ميان ما نه تو ميآيي نه من ميتوانم بروم اين جاده براي نرسيدن بود...
علی بی غم
دلم را شبی در حضورم شکستی / نه آینه، حتی غرورم شکستی ندادی به خلوتگاه عشق ، راهم / پلی بود اگر در عبورم شکستی .
علی بی غم
آنشب که دلی بود به میخانه نشستیم ؛ آن توبه صدصاله به یک جرعه شکستیم ؛ از آتش دوزخ نهراسیم که آنشب ؛ ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم
علی بی غم
افسوس که قصه های مادر بزرگ درست بود همیشه یکی بود و یکی نبود
علی بی غم
من یک جور زندگی می خواستم تو٫ یک جور دیگر... نتوانستیم کیک مشترکی داشته باشیم خودمان را خوردیم!!!
علی بی غم
تنگــــــــــ هر غروبــــــــــ بارانـــــی دل مــــن خســــــــته از کوچه های دلتنگــــــــــی خیس ِ یاد تــــــــــو به خانــــــــه بر می گردد به خانــــــــه پیش عطر تــــــــــــو و انتظـــــــــــــار من . . . !
علی بی غم
هر صدا و هر سکوتی،اونو یاد من میاره میشکنه بغض ترانه،غم رو گونه هام میباره از همون نگاه اول،آرزوی آخرم شد حس خوب داشتن اون،عاشقونه باورم شد دلمو از قلم انداخت،اونکه صاحب دلم بود منو دوس داشت ولی انگار،اندازش یه ذره کم بود از همون نگاه اول،آرزوی آخرم شد حس خوب داشتن اون،عاشقونه باورم شد
علی بی غم
برایت آرزو میکنم!!! بهترین هایی را که هیچکس برای من آرزو نکرد...

15 سال و 1 ماه و 26 روز و 6 ساعت و 20 دقيقه قبل
15 سال و 1 ماه و 26 روز و 6 ساعت و 18 دقيقه قبل