دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نیلوبانو ^_^

...I am an e.l.f & sone for ever... درباره »
نیلوبانو ^_^
زن - مجرد
امتیاز: 10479

دنبال‌شدگان

(514 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1140 کاربر)

گروه‌ها

(125 گروه)

بازدید

نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^

یــادت بــاشد : " " ، بنــدگان خـود را ؛ بـــا آنچــه بـــدان " دل بستـه " انــد مـــی آزمـــاید ...

عمو علی (مظلوم و آرام سایت)
46565654.jpg عمو علی (مظلوم و آرام سا...
توسط موبایل

@آناهیتا انا كمك كن

آرمان
آرمان

اشکهایم دارند حساب دیدنت را با چشم هایم صاف می کنند...

Gozashte off
100874973712.jpg Gozashte off
در گیلان

برنجکاری ـگیلان...این عکس مربوط به نشا کردن برنج هست

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
aHaD
aHaD

چه جلب !!!

پارسا(بی گناه دنبالر)
پارسا(بی گناه دنبالر)
توسط موبایل

سسسسسسسسسلاا..م.....چیه ندیدی کسی درحین خمیازه سلام کنه؟

Alireza
Alireza

رفته ام از ياد... گفته ام با باد... رمز زيستن را ...راز بودن را ...

amirali
amirali

متنفرم از این تصمیم گرفتن های یک طرفه از این آدم هایی که به ظاهر "به نام من" ولی در واقع "به کام خود" عمل میکنند.....!

Peyman
Peyman

شبتون پر از خدا . خوابای خوب ببینید

Peyman
Peyman

نه آنچنان عاشق باش که هیچ چیز را نبینی ...نه آنقدر ببین که هرگز عاشق نشوی....

amirali
amirali

چجوریه وقتی پسرا میرن حموم خوشگل میشن میان توی جمع …ولی وقتی دخترا میرن حموم زشت میشن و سریع فرار میکنن و میرن تو اتاقشون که کسی نبینتشون ؟؟

amirali
amirali

رفتم دنبالِ خواهرم از دانشگاه بيارمش برگشتنه گشت بهمون گير داده ، ميگه خانوم كى باشن؟ منم با حالت عصبانى ميگم خواهرمه! مشكلى هست؟ بعد يهو خواهرم ميگه : جناب سروان دروغ ميگه !!! ... دوست دخترشم ؟؟؟؟ ميگم دروغ ميگه به خدا جناب سروان ؟ يارو هم مدارك ماشينُ گرفت گفت بيا كلانترى معلوم ميشه!! به خواهرم ميگم مرض دارى مگه!!!! ميگه بريم كلانترى بعد بابا اينا بيان دنبالمون مامورِ ضايع بشه يه ذره بخنديم؟؟؟ خواهر خُل و چلِ

☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

دوستت دارم زبانی را همه می گویند ... تو خرق عادت کن نگو دوستت دارم ... دلت که با من باشد کافی ست ...

amirali
amirali

خوشبختی می تواند مجموعه ی بدبختی هایی باشد ؛ که به سرمان نیامده ... !!!

amirali
amirali

یادم میاد بچه که بودم بعضی وقت ها با برادرم یواشکی بابامو نگاه می کردیم که ساعت ها با دست مشغول جمع کردن آشغال های ریزی بود که روی فرش ریخته شده بود .من و برادرم حسابی به این کارش می خندیدیم چون می گفتیم ما که هم جارو داریم هم جارو برقی. چند روز پیش که حسابی داشتم با خودم فکر میکردم که چه جوری مشکلاتم رو حل کنم یهو به خودم اومد دیدم که یک عالمه آشغال از روی فرش جلوی خودم جمع کردم.