آرمان
اشکهایم دارند حساب دیدنت را با چشم هایم صاف می کنند...
Alireza
رفته ام از ياد... گفته ام با باد... رمز زيستن را ...راز بودن را ...
amirali
متنفرم
از این تصمیم گرفتن های یک طرفه
از این آدم هایی که
به ظاهر "به نام من" ولی در واقع "به کام خود" عمل میکنند.....!
Peyman
نه آنچنان عاشق باش که هیچ چیز را نبینی ...نه آنقدر ببین که هرگز عاشق نشوی....
amirali
چجوریه وقتی پسرا میرن حموم خوشگل میشن میان توی جمع …ولی وقتی دخترا میرن حموم زشت میشن و سریع فرار میکنن و میرن تو اتاقشون که کسی نبینتشون ؟؟
☆ஐsamiraஐ☆
دوستت دارم زبانی را همه می گویند ... تو خرق عادت کن نگو دوستت دارم ... دلت که با من باشد کافی ست ...
amirali
خوشبختی می تواند مجموعه ی بدبختی هایی باشد ؛ که به سرمان نیامده ... !!!
amirali
یادم میاد بچه که بودم بعضی وقت ها با برادرم یواشکی بابامو نگاه می کردیم که ساعت ها با دست مشغول جمع کردن آشغال های ریزی بود که روی فرش ریخته شده بود .من و برادرم حسابی به این کارش می خندیدیم چون می گفتیم ما که هم جارو داریم هم جارو برقی. چند روز پیش که حسابی داشتم با خودم فکر میکردم که چه جوری مشکلاتم رو حل کنم یهو به خودم اومد دیدم که یک عالمه آشغال از روی فرش جلوی خودم جمع کردم.

13 سال و 1 ماه و 13 روز و 8 ساعت و 26 دقيقه قبل