شعرای #مولانا رو خیلی دوست دارممیگن یه جام #شراب همیشه پیشش بود یه #قلپ میخورد و در بحر #مکاشفت و جیب #مراقبت فرو میرفت و #دامن از کف میداد و یه #بیت میگفت در حد چینمونش این شعری که #چاوشی خونده که مثلا میگه:ای #خوش-کمر برقصاآدم اصن فکر نمیکنه #مولانا این شعرو گفته باشه
از موقعی که #امتحانا تموم شده و همش خونه هستم اصن #روز و #تاریخ از دستم در رفتهصبح که بیدار شدم سر جام هرچی فک کردم امروز #چندشنبه هست و #چندمه یادم نمیومد هیچ #نشونه ای هم تو ذهنم نبود که بشمرم به #امروز برسم هنوز #لود هم نشده بودم که بفهمم که از #گوشیم میتونم نگاه کنماصن بدجور #درگیر بودم با خودمحال هم نداشتم پاشم از یکی #بپرسمخدا 2دقیقه مارو به خودمون #واگذار کنه از دست میریم
#اعتراف میکنم وقتی تو #دنبالر هستم اینقدر #محو میشم که اصلا حواسم به دور و بریام و حرفاشون نیست چندین بار هم غذا #سوخت چون مامان #سفارش کرده بود ولی من نشنیدم
امشب تموم #کاربرابا هم میخونن یک #صدامیگن تویی از بهترین #سایتای دنیاهستن #هزارتا کاربر/ کوچه به کوچه شهر به شهربگو که #جذب تو شدن ای #دنبی دلبریه مشت پست #کپی-پیست/ با همچین #گروهایییه پست غیر ازینها/داره کلی #فداییآره من با #تو هستم /با این عهدی که بستمآی #لاو#دنبی زیبا/ وای نپرس از من کی هستم.... #دیدگاه....

13 سال و 1 ماه و 7 روز و 13 ساعت و 20 دقيقه قبل