[!] ما دیده بودیم تو عروسیا آخر مراسم عروس دسته گلشو از پشت میندازه طرف دحترای مجرد که مثلا دست هرکی افتاد نفر بعدی اونه جاتون خالی چند شب پیش عروسی بودیم این پسرا بودن داشتن سر و دست میشکستن که دسته گل رو بگیرنقیافه ی دخترااز نشانه های آخرالزمانه
روی یکی از میزای #کتابخونه دانشگامون اینو نوشته بود منم خوشم اومد تو دفترم نوشتم : دلم گرم خداوندیست که با دستان من #گندم برای یا کریم خانه میریزد...چه #بخشنده خدای #عاشقی دارم که میخواند مرا با آنکه میداند #گنهکارم...دلم گرم است و میدانم بدون #لطف او تنهای تنهایم...برایت من #خدا را آرزو دارم....30.3.1389 ساعت 9:45

13 سال و 1 ماه و 8 روز و 2 ساعت و 30 دقيقه قبل