دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

@عدس پلو !(خندون دنبالر) ................... بچهاااااااااااااااا این یارو مسعوده حوصله نداشت سلام بده به تک تکتون ....گفت من به جاش سلام بدم ..... بنده خدا حال نداره ..... براش دعا کنین

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

سلام.....

حسین ابراهیمی
o0gdwm9iu75piapjkrnz.jpg حسین ابراهیمی

سلام بر لب حسین علیه السلام یعنی: درود بر تفکری که حتی با آب،تن به سازش با نداد.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

حاج امین در خانه را کاملا باز کرد. تاکسی‌اش را از خانه بیرون آورد. به خیابان اصلی رفت . با حرکت آرام به کناره‌ی خیابان نگاه می کرد و مسافران را سوار می کرد. مسافرِ اول پیاده شد و گفت : آقا ! چقدر باید بدهم ؟ حاج امین به بالای شیشه‌ی جلو نگاهی کرد . زیر لب چیزی گفت. بعد به مسافر رو کرد و گفت: 100 تومان. تاکسی پولش را گرفت و حرکت کرد. اندکی بعد، مسافر دوم گفت: «آقا اینجا پیاده می شم. چقدر می شه » دوباره حاج امین به بالای شیشه‌ی جلو نگاهی کرد . زیر لب چیزی گفت. بعد به مسافر گفت: 125 تومان. مسافر از قیمت منصفانه اش تعجب کرد. آرام به شیشه‌ی جلو نگاهی کرد. روی کاغذ ساده‌ای با خط زیبا نوشته بود: «امان ز لحظه‌ی غفلت که شاهدم باشی یا بن الحسن»

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآقا هیلاری کیلینتون دیگه رسما گفت.............بیاید بشینیم پای مذاکره .....ایران بنظرتون قبول میکنه ؟

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

پسرااااااااااااااااااا.... من هنوز فرق بین سیب و دو سیبی که دکترا میگن نمیفهمم ....چه فرقی داره؟؟؟؟؟؟ چه دو تا سیب بکشی .....چه دوتا سیب بخوری

yedokhtare 웃
uuuuuuuuuuuuuuuuty.jpg yedokhtare 웃

یــک زمـــانـــی مـــال مــن بــودی...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

هـــنـــوزم فــکـــر اون روزهــام ، کـــه بــا هــم خـــاطــره مـی ســـاخــتـــیـــم

این ارسال را بازنشر کرده است.
Hami  ܓܨܓღ
40c439b2622f64e14ce4334e2dc6e697_1024.jpg Hami ܓܨܓღ

، است .. از همـــان اول که بــه استـقـبـالـش میـروی به فکر کردنـش هم بـاش ، ..!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

سخت کوشی کلید موفقیت است .موفقیت های بزرگ نه با زور و قدرت ، بلکه بامداومت و پشتکار حاصل می شود

امیرحسیــن  :-)
41_20090825_1663592752.jpg امیرحسیــن :-)

زینب جان ، شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما ، بی حسین شدن تو بود و شرمنده تر آن که تو بی حسین شدی ولی ما حسینی نشدیم.

امیرحسیــن  :-)
20112013394.jpg امیرحسیــن :-)

بچهاااااا این قشنگه؟؟؟

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

سلام.....به محله ی دنبالر .و بچه محلا......شرمنده دیر اومدم .....ترافیک بود

Rahil
Rahil

امروز خیلی دلتنگ و بی حوصله ام،برم که دنبالرم امروز بنظرم خیلی ساکت و دلگیره!فقط دوستای خوبم امشب شب هفتم شهادت امام حسین(ع) ویاراش!هرکسی امشب هرجایی دلش شکست یا حتی دلش پرکشید کرب و بلا ،من بنده حقیر رو از دعاش بی نصیب نذاره!شب بخیروخداحافظ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

4-5 سال پیش بود .....ما خانوادگی رفته بودیم مکه ... با دوستمون رییس کاروان بود باهاش رفتیم ........یادش بخیر ....بعد مدینه که بودیم ...ساعت 11 اینطورا بود بعد صبحانه داشتیم آماده میشدیم بریم حرم ....آماده شدیم اومدیم تو راه رو که سوار آسانسور بشیم ...یه پیر مرد اومد بیرون از اتاقش گفت ببخشید من مدیر کاروانمونو پیدا نکردم ...شما مدیری؟این دوستمونم گفت بله حاج آقا بفرمایید ......بعد پیر مرد گفت ببخشیداااااا از دیشب تا حالا ای چشمه ما دیگه آب نداره ....منظورش توالت فرنگی بود ........دوستمون گفت چشمه؟؟؟؟؟؟!!!!!!! آآآآآآآآآاخ بچهااااااااا چشتون روز بد نبینه رفتیم تو اتاقش ...رفتیم تو دستشوییشون ....دیدیم این یکی دو روزرو از توالت فرنگی آب میخوردن ...اینجا نباید اسم خدارو اوورد.....ولی به کله عمر قسم دستشوییشونو(((ادرارشونو))تو چاه حموم میکردن .......بچهااااااااا مارو میگین ......تا آآآآآآآخر سفر خنده بود بجای زیارت (خاطره خوش از مکه)