دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

نامه ی یک دختر به همسر اینده اش عزیزم! می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم. اگر می گویم باید تحصیلکرده باشی، فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر از من می فهمی! اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود! اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم! اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود را در خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ کنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن لحظه ها باشد! اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر لحظه ی عروسیمان بوده ای! اگر دوست دارم ویلای اختصاصی کنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است که از ابراز عشق کنار دریا خوشم می آید... جلوی چشم همه هم که نمی‌شود! اگر می گویم هرسال برویم{-7

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

*حق نه دادنی است نه گرفتنی بلکه خوردنی است!(امضا حق) *شاهنامه آخرش"ه" است!(امضا:ابوالقاسم) *برای اینکه زیر پایم را خالی نکنند روی دست هایم راه میروم!(امضا:ژیمیناستیک کار) *من کلاه گیس و ﺁبروی آدمای کچل رو می برم!(امضا:باد پاییز) *ما به جای اون ور دنیا شما رو به اون دنیا می بریم!(امضا:یک شرکت هواپیمایی) *محافظت از اتو های خود را به ما بسپارید!(امضا:اتوبان) *ﺁه ما سوزناک ترین آه های دنیاست!(امضا:اژدهای هفت سر) *در بیمارستانها تنها ما هوایتان را خواهیم داشت!(امضا:کپسول اکسیژن) *ما به جمله ی "همیشه حق با مشتری است"اعتراض داریم!(امضا:جمعی از سیارات منظومه شمسی) *من بیشتر از سازمان تفکیک زباله٬قدر زباله ها رو میدونم!(امضا:گربه ی محله) *قول میدم رو سفیدت کنم داش!(امضا:گچکار سر گذر) *در رمانتیک بودن ما همین بس٬که هم شمع داریم٬هم پروانه!(امضا:جمعی از خودروها)

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

پسر بچه ای یک برگ کاغذ به مادرش داد. مادرکه در حال آشپزی بود دست هایش را با حوله تمیز کرد و نوشته را با صدای بلند خواند: صورت حساب!!! کوتاه کردن چمن باغچه:5000تومان مراقبت از برادر کوچکم:2000تومان نمره ریاضی خوبی که گرفتم:3000تومان بیرون بردن زباله:1000تومان جمع بدهی شما به من:12000تومان مادر نگاهی به چشمان منتظر پسرش کرد.چند لحظه خاطراتش را مرور کرد و سپس قلم را برداشت و پشت صورت حساب این را نوشت: بابت 9 ماه بارداری که در وجودم رشد کردی ٬ هیچ . بابت تمام شب هایی که به پایت نشستم و برایت دعا کردم٬هیچ. بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی٬ هیچ. بابت غذا٬نظافت تو٬اسباب بازی هایت٬هیچ. واگر شما این ها رو جمع بزنی خواهی دید که...:هزینه عشق واقعی من به تو هیچ است. وقتی پسر آن چه را که مادرش نوشته بود خواند٬چشمانش پراز اشک شد در حالی که به چشمان مادرش نگاه می کرد گفت: مامان...دوستت دارم

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

کودک بودم، نوجوان بودم، جوانک بودم و بیشتر اوقات چشم به راه گذر زمان. کی می شود بروم راهنمایی؟ کی میشود کنکورم را بدهم؟ کی می شود از شر لباس فرم خلاص شوم؟ اندوهگین که بودم، غمی که دلم را می خراشید، طاقتم که طاق می شد، میگفتم خدا کی می شود که تمام بشود این اندوه؟ یادم است یکبار در همان عوالم کودکی، بنا گذاشتم به این که چقدر دور زمان کند است و این ها. مادرم گفت جوش نزن، تا چشم روی هم بگذاری،مثلا بیست سال ت شده. یا حالا هر اتفاق دیگری که چشم به راه ش بودم. من هم چشم هایم را بستم و بعد از درنگ کوتاهی گشودم و خندیدم و گفتم دیدی بیست ساله نشدم مامان؟ مادر خنده اش گرفت از این حرکت من، خاطر نشانم کرد که می بینی. گذشت و گذشت و گذشت. . . .

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

بچه ها یه معما دارم که خودمم جوابشو نمیدونم جون هر کی دوس دارید اگه میدونید یه کامنت بذارید جوابشو توش بنویسید. معما: از یه دختر میپرسن: اسمت چیه؟؟ میگه:دو سال و شش ماه! اسم دختره چیه؟؟؟؟

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

برگـَـــرد... یادتـــــ ــ ـرا جا گذاشتــــ ـــ ـی... نمی خواهم عُــمری به این امید باشَـــ ـــ ـم، که برای بُردنَش بر می گردی.

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

سلام....................................بچهااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

تجربه معلم بی رحمی است که اول امتحان میگیره بعد درس میدهد.

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

1 . یکی دلش به صد دل بنده .... 2 . یکی صد دل به یکی می بنده ..... 3 . یکی یه دل به یه دل می بنده و تا اخرش پایبنده .... 4 . یکی نمی دونه دلش به کی بنده .... 5 . یکی هربار به یکی دل می بنده ..... 6 . یکی دل می بنده که بخنده .....یکی هم دلش اکبنده مونده به کی ببنده ..... حالا دله شما شماره ی چنده ؟؟؟؟؟

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

*مشکل بعضی از ما دخترا از اونجایی شروع میشه که شال یا روسری جدید رو سر میکنیم و حالا باید براش لباس و کفش و کیف و مانتو جور کنیم!!! *دقت کردین این گربه ها هم آدم شدن واسه ما؟! قبلا هیبتی داشتیم واسه خودمون...از دور پخ میکردیم3متر رو هوا بودن ...اما حالا خیلی راحت از کنارمون رد میشن چند ثانیه وای میسن بهمون یه نگاه معنا دار میکنن ...همین مونده که چند وقت دیگه به نشانه افسوس واسمون سر تکون بدن .!!! *تا حالا دقت کردین توی فیلمای مریخی(قابل توجه: فقط فیلمای مریخییاااااا) همیشه وقتی طرف می فهمه بچه دار نمیشه از پنجره ماشینای عقبی و جلویی و کناری همه ی بچه ها باهاش بای بای میکنن و میخندن؟؟!! * بازم دقت کردین مغز انسان به عنوان پر کارترین عضو بدن٬ 24 ساعته در 365 روز سال کار می کنه و فقط وقتی متوقف میشه که ما وارد سالن امتحان می شیم!!؟؟ * دقت کردین لذتی که در خوابیدن روی جزوه هست٬تو خوابیدن روی تختخواب نرم و گرم خودت نیست؟!

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

*دورت بگردم چیست؟دایره ای فرضی است که تا اطلاع ثانوی از فرد مورد نظر حمایت می کند!

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

بن بست دلامون شده یه چیزی تو دلت سنگینی كنه....؟؟؟خیلی سخته ادم كسی رو نداشته باشه... دلش لك بزنه كه با یكی درد دل كنه ولی هیچكی نباشه... نتونه به هیچكی اعتماد كنه هر چی سبك سنگین كنه تا دردش رو به یكی بگه ... نتونه اخرش برسه به یه بن بست ... تك وتنها با یه دلی كه هی وسوسش می كنه اونو خالی كنه ... اما راهی رو نمی بینه سرش روكه بالا می كنه اسمون رو می بینه به اون هم نمی تونه بگه... خیری از اسمون هم ندیده مگه چند بار اشك های شبونش رو پاك كرده...؟! بهش محل هم نداده تا رفته گریه كنه زود تر از اون بساط گریه اش رو پهن كرده تا كم نیاره ... خیلی سخته ادم خودش به تنهایی خو كنه اما دلی داشته باشه كه مدام از تنهایی بناله... خیلی سخته ادم ندونه كدوم طرفیه؟! خیلی سخته ادم احساس كنه خدا انو از بنده هایش جدا كرده ... خیلی سخته ندونی وقتی داری با خدا درددل می كنی داره به حرفات گوش می ده یا ... پرده ی گناهات انقدر ضخیم شده كه صدات به خدا نمی رسه.... ؟!

امیرحسیــن  :-)
madar110.jpg امیرحسیــن :-)

یه پستِ متفاوت ... مثلِ خیلی وقت های دیگه که خیلی حرف ها دارم ... داشتم تو نت می چرخیدم ، چشمم به این عکس خورد ...این دستا ، همون دستاییِ که با کلی مهر و محبت و عشق و علاقه بچه هاشونو بزرگ کردن و آخرش هم ... طرفِ حرفم با اوناییِ که مامان و باباهاشون زمین گیر شدن و بچه ها اونا رو فرستادن خانه ی سالمندان ، یا به هر نحوی به اونا کم توجهی می کنن و خیلی وقت ها هم بی توجهی ... چطور مامان و باباها میتونستن از پسِ ده تا بچه و خیلی وقت ها حتی بیشتر از ده تا ( قدیما تنظیم خانواده کیلو چند بود؟! ) ، اون وقت همون بچه ها ، از پسِ یه دونه مامان و یه دونه بابا برنمیان ... چطوری میشه آخه ؟!

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

. کامنت گذاران به بهشت می روند . . . :: عقیدتی دنبالر

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

هر نماز گزاری در شبانه روز ده بار سوره حمد را می‌خواند و چون این سوره هفت آیه دارد می‌شود هفتاد آیه ، بعد از حمد سوره دیگری هم باید خوانده شود. اگر فرض کنیم سوره توحید باشد که پنج آیه دارد و در جمع می‌شود پنجاه آیه ، بنابراین مجموعه آیاتی که نمازگزار باید در هر شبانه روز بخواند یکصد و بیست آیه خواهد بود و تلاوت این تعداد آیه در هر روز ، قرآن را از مهجوریت بیرون می‌آ ورد.