صبح با یکی از پسرا (همکلاسی ) کار داشتم رفتم پیشش گفتم ببخشید آقای فلانی یه لحظه ! بعدش اون در جواب ،آنچنان جانِ از تهِ دلُ و غلیظی گفت که هرچی حرف بود یادم رفت این بود آرمان های ما ؟!
کبوترا بیاین پر بزنیم حرم آخه امام رضا(ع) عادتشه کرم رو به رو گنبدش دم بگیریم با هم به حق مادرت تو رو میدیم قسم یا امام رضا! دست منو بگیر چرا منو نمیخری آقا کارم یه عمریه در این خونه نوکری صحن گوهرشاد و پنجره فولاد و گنبد طلایی و حرم... یادش بخیر هیات و گریه و با هم توی حرم ذکر رضا رضا جونم یادش بخیر یا امام رضا! خیلی حالم بده آقا! صبرم سر اومده آقا! این دل عاشقم بازم راهی مشهده....