بسم رب الحسین
شعر در هیئت خیلی مهم و متفاوت است . یک وقت شما شعر به مجله می دهید باید کاملا دقیق و کلاسیک باشد. اما شعری که قرار است در هیئت خوانده شود باید در عین سادگی دارای مضامین و ادبیات عالیه باشد.
در آستانه ماه محرم ،جلسه شاعران آئینی با سخنرانی حاج منصور ارضی در موسسه قدیم الاحسان برگزار شد.
در ابتدای این مراسم که عصر شنبه با حضور حاج حسین سازور، حاج مصطفی روحانی و حاج جواد حیدری برپا شد، تعدادی از شعرا به قرائت اشعار خود پرداختند.
پس از قرائت اشعار، حاج منصور ارضی طی سخنانی شاعران آئینی را به رعایت کردن برخی نکات در اشعارشان توجه داد و مراسم را با روضه کوتاهی به پایان برد.
بخش هایی از این توصیه ها رابخوانید:
* در اشعاری که برای آقا امام زمان(عج) می سرائید دقت کنید که بیشتر بر بُعد انزوا و گوشه گیری تاکید نکنید. یادم هست برخی شعرایی که من با آنها مانوس بودم و بیشترشان از دنیا رفته اند آنقدر غرق در این انزوا شدند که فراق یار به طور معکوس در آنها اثر کرد. اگر قصد شعر گفتن درباره حضرت دارید، بروید زیارتنامه حضرت را بخوانید. همین دعایی که در اول آن می گوییم اللهم عرفنی نفسک. دراین دعا صحبت از این است که ما نه به تاخیر در ظهور کار داریم و نه به تعجیل در آن، و از خدا می خواهیم به ما صبر در غیبت بدهد.
* این رابدانید که ممکن است شعرتان به گوش چند میلیون نفر برسد. فقط تاکید بر انزوا و فراق غلط است. اینکه بعضی می گویند دیدن روی تو چشم دگری می خواهد، من این را قبول ندارم. من می گویم آقا جان من اگر دست از حرام بردارم به تو می رسم، حالا خواه ببینمت خواه نه. من در کنار توام.
· * در این دوساله که با شعرای عزیز جلسه داریم، من متحیرم که شعرها خیلی عوض شده و رو به پیشرفت است.
* بهترین کار برای شاعر این است که باید اهل مناجات باشد، در محافل مناجاتی خوب حاضر شود. اگر اهل مناجات شدی آن وقت یک کلمه که می گویی همه گریه می کنند. حرفت با اثر می شود.
· * مسایل فنی را بعضا آقای اسفندقه تذکر می دهند که خوب است و شعرتان از لحاظ فنی رشد می کند، اما بعضی مسایل را هم این حقیر باید بگویم که اگر بر دلتان بنشیند در شعرتان اثر می کند. شاعر باید اهل نماز شب و گریه باشد و این را بدان آن الماسی که از چشمت جاری می شود را نمی شود رویش قیمت گذاشت.
* امیرالمومنین(ع) تجسم جلال و عزت خداست.
از شهدای کربلاست ، وی و برادرش سیف بن حارث بن سریع ، در کربلا به حسین بن علی (ع) پیوستند و عصر عاشورا ، در لحظاتی که سپاه کوفه به خیمه گاه امام حسین (ع) نزدیک شده بودند ، اجازه میدان گرفته ، جنگیدند و شهید شدند .
61- مجمع بن عبدالله عائذی :
وی از شهدای کربلا در حمله اول است . در مسیر کوفه در منزلگاه زباله به سید الشهدا (ع) پیوست و در رکاب امام به کربلا آمد .
62- محمد بن عبدالله بن جعفر :
پسر حضرت زینت و عبدالله بن جعفر ، که در روز عاشورا در رکاب سید الشهدا (ع) به شهادت رسید . او برادرش عون پس از خروج امام حسین (ع) از مکه میان راه به او پیوستند و در کربلا در نبرد تن به تن با دشمن در محاصره قرار گرفتند و شهید شدند .
63- مسعود بن حجاج :
از شهدای کربلا . وی و پسرش ( عبدالرحمان بن حجاج ) در حمله اول به شهادت رسیدند .
اولین شهید عاشورا که در حمله نخست به شهادت رسید . پیر مردی بزرگوار از طائفه بنی اسد و از چهره های درخشان کوفه و هواداران اهل بیت (ع) بود . در نهضت مسلم نقش دریافت پول از هواداران و تهیه سلاح برای نهضت را بر عهده داشت . در کربلا از یاران شجاع و فداکار امام بود . سپاه دشمن چون در نبرد تن به تن یارای جنگیدن با او را نداشتند ، او را سنگباران کردند . چون مسلم به زمین افتاد ، رمقی در تن داشت که حسین بن علی (ع) و حبیب بن مظاهر خود را به او رساندند .
65- مسلم بن کثیر ازدی :
از شهدای کربلا در حادثه عاشورا ، از کسانی بود که به قصد حسین بن علی (ع) از کوفه بیرون آمد و نزدیکی های کربلا به آن حضرت پیوست و روز عاشورا در حمله نخست به شهادت رسید .
66- منجح ، مولی الحسین (ع) :
از شهدای کربلاست ، نامش منجح بن سهم و در زمان امام حسن مجتبی (ع) غلام آن حضرت بود . پس از وی غلام سید الشهدا بود . منجح در روز عاشورا پس از نبردی دلیرانه در رکاب مولایش به شهادت رسید و از شهدای اولیه بود .
از شهدای کربلاست . نافع ، بزرگواری دلاور ، قاری قرآن ، کاتب و از حاملان حدیث و از اصحاب امیرالمومنین (ع) بود و در سه جنگ جمل ، صفین و نهروان در رکاب آن حضرت بود . وی از شخصیت های بارز کوفه به شمار می رفت و پیش از شهادت مسلم بن عقیل مخفیانه از کوفه بیرون آمده به استقبال امام شتافته بود ، سپس همراه امام حسین(ع) به کربلا آمد . در کربلا همراه عباس (ع) در آوردن آب به خیمه ها مشارکت داشت . از جمله کسانی بود که در سخنرانی پر شوری وفاداری خویش را نسبت به سید الشهدا ابراز داشت . نافع نام خود را روی تیر های زهر آگین خود می نوشت و همواره با آنها تیر اندازی می کرد . روز عاشورا وقتی تیرهایش تمام شد ، شمشیر کشید و بر سپاه کوفه تاخت ، کوفیان با سنگ و تیر او را مورد ضربه های خود قرار دادند تا اینکه بازویش شکست او را محاصره کرده و زنده دستگیر کردند شمر او را گرفته نزد عمر سعد برد . سپس به دست شمر به شهادت رسید .
68- نعیم بن عجلان انصاری :
از شهدای کربلاست . نعیم از طایفه خزرج بود و دو برادرش از یاران حضرت علی (ع) و از مدافعان آن حضرت در جنگ صفین بودند . او از کوفه حرکت کرد و در کربلا خود را به امام حسین (ع) رساند و در روز عاشورا در حمله نخست شهید شد .
از شهدای کربلاست ، مادر و همسرش نیز در کربلا بودند و به شهادت رسیدند . وهب که اهل کوفه بود ، در کربلا در رکاب امام حسین (ع) حضور داشت . روز عاشورا پس از حر و بریر به میدان رفت . مادرش مشوق او در رفتن به میدان بود . وقتی پس از مقداری جنگ ، نزد مادر برگشت که : آیا راضی شدی ؟ گفت وقتی راضی میشوم که در رکاب امام حسین (ع) به شهادت برسی . دوباره رفت و جنگید ، همسرش هم رفت و چوبی بر گرفت و به میدان رفت . وهب آنقدر جنگید تا شهید شد .
70- هفهاف بن منهد راسبی :
از شهدای کربلاست . مردی دلیر و تکسوار از شیعیان بصره و از یاران علی (ع) که وقتی خبر حرکت امام را به سوی کوفه شنید از بصره به سوی کربلا حرکت کرد . وقتی رسید که حادثه پایان یافته و با تیغ بر افراد سپاه عمر سعد حمله کرد . عده ای را کشت و خود به شهادت رسید .
71- یزیدبن ثبیط ( ثبیت ) عبدی :
از شهدای کربلاست . وی ده پسر داشت . پس از دریافت نامه سید الشهدا (ع) که خطاب به اهل بصره نوشته بود همراه دو پسرش عبدالله و عبیدالله از بصره خارج آمدند و به علت بسته بودن راه ها با پیمودن بیراهه ها در مکه خود را به امام حسین (ع) رسانده ، به کاروان او پیوستند . روز عاشورا پسرانش در حمله اول و خودش در مبارزه تن به تن به شهادت رسیدند .
از شجاعان هنرمند و شاعر شیعه که در کربلا به شهادت رسید . وی در مکه به کاروان حسینی پیوست و با آن حضرت به کربلا آمد و روز عاشورا در پیکار تن به تن با کوفیان ، پس از کشتن عده ای زیادی به شهادت رسید .
دنیا را سگ برداشته !!!
همه به سگهایشان مینازند و سگ سگانشان می شوند...
ولی سگان اصحاب آل الله شرفی ویژه دارند بر همه ی مخلوقات ِ غیر....!
یکی ادعای رسالت میکند . یکی ادعای اصحاب امام زمان بودن . یکی نوکر و دیگری گدا . یک عده هم خود را سگ میخوانند ... ما هم می کوشیم فنا فی الله شویم...!
اما تا اینجا سگ سگان....
بزرگانی چون شیخ مفید ، شیخ بهایی ، خواجه نصیر طوسی ،علامه امینی ، علامه حسن زاده . علامه جوادی آملی مرحوم کمپانی و عرفا و فضلای دیگر از این الفاظ استفاده میکنند....
وحیدم من اگر در جرم و تقصیر /// سگی بودم شدم در کوی تو پیر
بر آن خانی که یک عالم نشسته /// سگی هم در کنارش پاشکسته
تو که قاتل به خان خود بخوانی /// نپندارم که این سگ را برانی
سعد ابن عبدالله قمی در خدمت امام حسن عسکری علیه السلام بود که فردی از تاویل کهیعص سوال کرد. امام فرمودند که از فرزندم مهدی پاسخ را دریافت کنید.
آنگاه امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمودند:
این حروف از اخبار غیبی است که خداوند زکریا را از آن مطلع کرده و بعد از آن داستان آن را به حضرت محمد صلی الله علیه و آله باز گفته است.داستان از این قرار است که زکریا از پروردگارش درخواست کرد که «اسماء خمسه طیبه » را به وی بیاموزد. خداوند، جبرئیل را بر او فرو فرستاد و آن اسماء را به او تعلیم داد.
زکریا چون نام های محمد، علی، فاطمه، و حسن علیهم السلام را یاد می کرد، اندوهش بر طرف می شد و گرفتاریش از بین می رفت. و چون نام حسین علیه السلام را یاد می کرد، بغض و غصه، گلویش را می گرفت و می گریست و مبهوت می شد.
روزی گفت: بارالها! چرا وقتی آن چهار نفر را یاد می کنم، آرامش می یابم و اندوهم بر طرف می شود; اما وقتی حسین را یاد می کنم، اشکم جاری می شود و ناله ام بلند می شود؟
خدای تعالی او را از این داستان آگاه کرد و فرمود: کهـیـعـص ( سوره مبارکه ی مریم، آیه 1 )
«کاف » اسم کربلا و «هاء» رمز هلاک عترت طاهره است، و «یاء» نام یزید ظالم بر حسین علیه السلام و «عین» اشاره به عطش و «صاد» نشان صبر او است.
همه ما قاسم سلیمانی هستیم. We’re all Qassem Suleimani. نحن جمیعاً قاسم سلیمانی. כולנו, קאסם סוליימני. Nous sommes tous, Qassem Suleimani. Wir sind alle, Qassem Suleimani. Siamo tutti, Qassem Suleimani. Мы все, Касем Suleimani. ہم سب ہیں،قاسم سلیمانی. Biz, tüm Kassam Süleymani konum. हम सभी कर रहे हैं, Qassem Suleimani. Είμαστε όλοι, Qassem Suleimani. Vi er alle, Qassem Suleimani. Lorem omnes Qassem Suleimani. Sisi ni wote, Qassem Suleimani. Сви смо, Кассем Сулејмани. آری؛ #همه#ما#قاسم#سلیمانی#هستیم.
گزیده ای از سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید:
*در بعضی تواریخ هست که سر بریده حضرت کنار امیرالمومنین دفن شده و بعضی ها میگویند یک شب فقط آمده است نجف، در آن زیارتی که وجود دارد برای حضرت امیرالمومنین در نجف معرفی حضرت با بیان ولایت کلیه است که می گوید: تو آقایی هستی که آمدی دین را زنده کردی ولی اول مردم با تو مخالفت کردند و بعد با تو جنگیدن و سپس تو را شهید کردند، طرحی که در دست دشمن است اینگونه است که اول مخالت میکنند و بعد می جنگد و بعد می کشند، به تو حسین جان افتراء زدند چهار یا پنج مرحله برنامه داشتند و به حضرت گفتند تو خارجی هستی، معروف شد منکر و منکر شد معروف، و هر مداحی بداند وقتی بحث برائت پیش می آید دشمن جلوی آن را می گیرد.
*در عراق هم گفتم، اینجا حاضرند همه جوره عزاداری کنند ولی کلامی از سیاست بیان نشود، حاضرند برای ظهور امام زمان دعا کنند ولی به بیان حقیقت این ادعیه نپردازند، ولی برای بیداری اسلامی تمام معممین و مکبرین آنها کلمه ای حرف نمی زنند، رواج میدهند بین مداحان و منبری ها که شما چکار دارید به سیاست، روضه بخوانید پولتان هم بیشتر می دهیم.
*الان در کنار هر هیئت یا مسجدی قهوه خانه زده می شود. بعضی مداحان را می بینیم که به شکلی شوار نامناسب می پوشند که بدنشان معلوم است خب این برای مستمع الگو می شود، مداح باید بروی لباس سینه زن خودش دقت کند، باید به مستمع بگوید و تذکر بدهد، امام حسین مسیحی و لات و ... را با خود به کربلا برد ولی کسی مثل ابن عباس جا ماند.
*با مناجات انس داشته باشید، وای بر مداحی که نمازشبش قضا شود، چرا با مناجات آشنا نمی شوید، مداح باید با مناجات آشنا بشود، خداوند اثر کلامی به تو می دهد که وقتی تذکر میدهی مستمع قبول می کند، چرا نمیخواهی با خدا آشنا شوی؟