پــیل تن اســب چرا با رخ مــات آمده ای
شـاه را بــردی وتــنها زفــرات آمـــده ای
ای فــرس! قـافله سـالار تو کشــتند مگر؟
کـه تــو بــی قافــله وآتــش وآه آمــده ای
شه مارا مگر افکنده ای از پشت به خاک
عــذر جــویان زپــی عــفو گــناه آمــده ای
ما یــتیمان چــه کــنیم از الــم بی پــدری؟
بـدتر از بــی پدری ،دربدری،خون جگری
نچه می خوانید گفتگوی پایگاه اطلاع رسانی هیأت رزمندگان اسلام با حاج منصور ارضی در آستانه ماه محرم و اقامه عزای حسینی است.
سؤال خیلی از مداحان جوان و عزیزانی که تازه قدم در عرصه مداحی اهل بیت(ع) گذاشتند این است: چه کنیم که یک مداح مخلص شویم تا امام حسین(ع) به ما نظری کند؟
بحث اخلاص در روایات ما زیاد آمده در تعقیبات نماز مغرب داریم "و الاخلاص فی عملی" اخلاص در ذکر، اخلاص در راه رفتن و... یعنی همه چیز با اخلاص باید باشد. مخالف خود نمایی است، مخالف ریاست است، راه رسیدن به آن تمرین است. کجا ریا می شود کجا نمی شود. در خواندن، حدود برای خود قرار دهید. حالا چون مجلس گرفت دو خط دیگر بخوانم، این کارها به مرور ممکن است خدای نکرده اخلاص را در نوکری شما کمرنگ کند. اگر گفته اید دو خط، ادامه پیدا کند و بیشتر شود آن خواندن ریاست. غفلت، اخلاص را به زمین می زند. توسل در خلوت، این اخلاص را نگه می دارد. زمینه اخلاص، نیت صادقانه است. که یکی از ارکان بندگی است. اخلاص با شک هم مخالف است. طرف شک می کند که حالا من این کاری را که کردم آیا اخلاص بود یا ریا؟ باید ببیند در درونش چه اتفاقی می افتد، برنده است یا بازنده، برای خودش می خواند یا مردم ویا اهل بیت(ع).
بعضی از مداحان بهترین روضه ها را قرائت می کنند ولی مستمع آن حال معنوی را نمی گیرد. چطور باید یک مداح دارای سوز صدا و نوای خدایی و صاحب نفس شود؟
اخلاص، توجه به عبادت که دستور اهل بیت(ع) است. چه واجب و چه مستحب. مداح باید به عبارات و نکاتی که اهل بیت گفتند برای رشد یک انسان مومن توجه کند. آدم هر چه با اخلاص تر بشود و هر چه به دستورات دین توجه کند این موثرتر است. تأثیر کلامش بیشتر می شود. شاید به هر کسی این تأثیر کلام را ندهند:
بعضی از مداحان بهترین روضه ها را قرائت می کنند ولی مستمع آن حال معنوی را نمی گیرد. چطور باید یک مداح دارای سوز صدا و نوای خدایی و صاحب نفس شود؟
اخلاص، توجه به عبادت که دستور اهل بیت(ع) است. چه واجب و چه مستحب. مداح باید به عبارات و نکاتی که اهل بیت گفتند برای رشد یک انسان مومن توجه کند. آدم هر چه با اخلاص تر بشود و هر چه به دستورات دین توجه کند این موثرتر است. تأثیر کلامش بیشتر می شود. شاید به هر کسی این تأثیر کلام را ندهند:
صفای اهل سحر را به هر کسی ندهند
نگاه نیک نظر را به هر کسی ندهند
تو بی هنرکه به خواب و خیال دل بستی
معطلی که هنر را به هرکسی ندهند
توجه به موقعیت ها و وقت ها شود. خود مداح آماده باشد. اولین آمادگی این است که آن مصیبت را قبول داشته باشد نه فقط ارائه طریق بدهد. چون ارائه طریق همه می دهند. همصحبتی با آدمی که آلوده است اثرگذار است. موضوع دیگر آنکه در خلوت، خودش را بدبخت تر و بیچاره تر از همه بداند، این هم اثرگذار است، حدیث نفس در خلوت استغفار است. مثلاً در مجلس هست ولی یک استغفار در خلوت انجام می دهد. استغفار به سرعت اثر می گذارد. مقلب القلوب، غفارالذنوب، این ها سرچشمه فیض هستند. مظهر ستارالعیوبی اند. تأثیر کلام را هم از خودشان بخواهیم. خودمان را در اختیار ایشان می بینیم. لذا یکی از خصلت های «حاج آقا آرام» این بود که می گفت من مدت ها گریه می کنم تا این شعر را می نویسم.
زهد و بی رغبتی به دنیا در وجود یک مداح اهل بیت علیهم السلام چگونه باید نمو داشته باشد؟
زهد از بهترین مقامات نوکری است که فرد در یک مجلس عالی از خود بگذرد، اگر گذشت نتیجه می گیرد، زهد به این است که یک وقت باید بخوانی زهد را بیاوری ظاهر کنی تا مردم درس بگیرند یک وقت در باطن باید از خود بگذری از حقت بگذری. زهد در نوکری باعث تأثیر کلام می شود یعنی ساده ترین شعرها را می خواند ولی در روضه موثر می شود تأثیر کلام می گذارد و طرف اصلاً حالش عوض می شود. مثلاً من می خواهم بروم بالای منبر با نفسم یک عده دروغگو یا غیبت کننده را که اصلاً توجه و شناختی به ارکان و حدود دینی ندارند را متحول کنم. من خواننده باید یک زهد قوی داشته باشم. درون من هر دو تا حالت هم توسل با سین و هم توصل با صاد اینقدر باید قوی باشد که آنان که خدای نکرده گناه کرده اند یا به گناه افتاده اند تکان بخورند.
در میان خوانندگان برخی ها را داریم که اینطوری فکر می کنند، می گویند ما کاری نداریم ما شعرمان را می خوانیم و می رویم می خواهند گریه کنند یا نکنند ما پولمان را می گیریم و می رویم، این آمده داد و ستد کند. به کمک دین نیامده است. این تاجر به جای اینکه نوکر و عالم و زاهد باشد، این اصلاً تجارت منظورش بوده است، منتها این راه را یاد گرفته راحت تر تجارت بکند، ولی نمی داند بن بست هم دارد. این زهد وقتی خرد می شود در نوکری، می بینی که وقتی یک جا دارند می خوانند این کوتاه ترش را می خواند که بازار آنها بگیرد، می آید می نشیند منبر، کوچکترین آدمی که مثلاً دارد می خواند گوش می دهد و گریه می کند، می گوید اگر بنا به استفاده است خودم استفاده کنم، نمی گوید حالا خوب بگذار این بخواند بعد من روی دستش می خوانم. این زهد ندارد که اینجوری فکر می کند یا می افتد به وادی کشتی گرفتن خیلی ها این وسط به کشتی می افتند و سیر عملی شان و اخلاصشان خراب می شود.
نوکر اهل بیت(ع) از جوانی خودش باید گریه کن باشد که این گریه معرفت می آورد و نمی گذارد که هر طور و با هر سبک و آهنگی برای امام حسین(ع) بخواند. عوارض و معضلاتی که در هیأت ها هست متأسفانه اکثراً از مداحان شروع می شود. چرا باید در دعای کمیل می گوئیم" اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعا". باید این جمله دعای شب و روز ما باشد. خدا به موسی(ع) می فرماید من تو را دوست دارم چون مثل بچه ها گریه می کنی. مداحی که گریه ندارد چرا آمده مداحی شود؟! اصلاً جای تعجب دارد.
دیگر این است که مداح خواسته یا ناخواسته نباید موجب خوار کردن مداح دیگری شود. مثلاً گاهی شما را دعوت می کنند به هیأتی که مداح دیگری را که آنجا نوکری می کند خوار و خفیفش کنند. اینجا تو باید بازنده باشی تا آبروی یک نوکر دیگر را حفظ کنی. خدا رحمت کند شهید غلامعلی رجبی را این حرف مال ایشان است، می گفت: وقتی بین مداح ها کُشتی میشه تو بازنده باش و برو.
نکته بعدی این است گاهی اوقات معضلاتی پیش می آید که پای دین وسط می آید. امیرالمومنین(ع) چه کرد؟ حکومت را رها کرد و خانه نشینی اختیار کرد. اگر چنین مشکلاتی خدای نکرده در هیأت ها پیش آمد نوکر هم باید مبارزه کند. چون این هیأت ها تضمین کننده انقلاب است. هیأتی که از نظر فکری سیاسی و عقیدتی به خط فکری مداح نمی خورد بر او واجب است که آن هیأت را رها کند. اگر انتقادی به عملکردها دارند حرفی نیست ولی اگر اساس خط فکرشان ضد انقلاب و بی توجهی به رهبری است نباید در آن هیأت بمانیم.
چند سال دارید و محل تولد شما کجاست؟
در مورد سن باید عرض کنم که آنچه خرج خدا و اهل بیت شده باشد آن عمر واقعی است، ولی سن دنیایی حدود ۶۰ سال. محل تولد من تهران است، در یکی از محله های خانی آباد که اسم جدیدش تختی است. تقریباً همسایه مرحوم تختی بودیم.
در آستانه ماه محرم و به همت موسسه قدیم الاحسان جلسه ای با حضور میانداران هیئات حسینی شهر تهران برگزار شد .
خبرنگار وارث: در آستانه ماه محرم (پیش از عید سعید غدیر) و به همت موسسه قدیم الاحسان جلسه ای با حضور میانداران هیئات حسینی شهر تهران برگزار شد .
بنابراین گزارش، جلسه از حدود ساعت 3 بعد از ظهر با مداحی مداح اهل بیت جناب آقای فاطمی ، شروع شد . از افراد حاضر در این جلسه می توان از پسر حاج اکبر ناظم ، نام برد .که در آخر جلسه از ایشان توسط حاج منصور قدردانی شد .
استاد حاج منصور ارضی صحبت های خود را اینگونه شروع کرد ، فردی به حضرت صادق علیه السلام گفت ؛ شما را خیلی دوست دارم ولی نمی دانم چرا امام حسین علیه السلام را طور دیگر دوست دارم . که حضرت صادق علیه السلام در جواب به آن فرد می گوید خود ما هم همین طور هستیم . سال هاست که دشمنان به دنبال اختلاف افکنی در بین هیئات هستند که نتیجه اختلاف ها ، کینه بین هیئتی هاست .ان شاء الله با این جلسه و جلسات بعدی که اگر خدا بخواهد به طور کاملتری برگزار شود ، این مشکلات نیز حل گردد.
استاد ارضی در ادامه صحبت هایش اشاره ای به کتاب " ای اهل حرم" کرد. ( این کتاب مجموعه ای از دو دمه های شعراء مختلف مخصوص میانداران هئیت ها می باشد که در مقدمه ی آن توصیه هایی از حاج منصور ارضی نیز چاپ شده است)
در این جلسه استاد حاج منصور ارضی توصیه هایی به ناظمین هیئات داشت که در ادامه بخشی از آن را می خوانیم :
_ ناظم جلسه با مداح کاملا هماهنگ باشد، و هر دو بدانند که در وسط جلسه چه می خواهند انجام دهند.
_ برای رفع به هم ریختگی در سینه زنی و منظم کردن جلسه، ناظم "مظلوم” می کشد. باید دقت شود که فقط "مظلوم حسین" باشد و خط گم نشود.
_ شور در سینه زنی باید باشد. اما اندازه دارد. گاهی در برخی هیئات دیده می شود که سینه زنی فقط می شود شور، این درست نیست.
_ صدای ناظم باید آنقدر بالا باشد (البته به کمک خدا) که صدایش به تمام جلسه برسد. صدایی با قدرت و کشیده داشته باشد. "مظلوم کشیدن" اعلام یک حرکت جدید در سینه زنی است، که همه باید متوجه آن بشوند.
_ میاندار باید طوری بایستد که تمام جلسه و مداح را زیر نظر داشته باشد. به قول قدیمی ها ناظم باید پشت سرش هم چشم داشته باشد. و حواسش به همه چی باشد.
_ ناظم باید تمام دو دمه ها را حفظ باشد.
_ باید فرهنگ شهر را با حسین حسین
_ ناظم بد اخلاق را مردم نمی پسندند.
_ بهتر است جلسات با نماز شروع شود یا با نماز تمام شود. که این ها تماما بر عهده ناظم جلسه است.
در آخر جلسه حاج منصور با ذکر مصیبتی از اباعبدالله علیه السلام و همچنین تقدیر و تشکر از فرزند حاج اکبر ناظم که در جلسه حضور داشت و آقای جواد حیدری مدیر مجموعه قدیم الاحسان، جلسه را پایان داد.
توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد .
یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت:
ابرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم .....
آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه هاش .....
همینجور که داشت کارشو میکرد رو به پیرزن کرد گفت: چی میخی ننه ؟
پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: هَمینو گُوشت بده ننه .....
قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پُونصَد تُومَن فقط اشغال گوشت میشه نِنه بدم؟
پیرزن یه فکری کرد گفت بده نِنه!
قصاب اشغال گوشت های اون جوون رو میکند میذاشت برای پیره زن .....
اون جوونی که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی میکرد گفت:
اینارو واسه سگت میخوای مادر؟
پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سَگ؟
جوون گفت اره..... سگ من این فیلهها رو هم با ناز میخوره .....
سگ شما چجوری اینا رو میخوره؟
پیرزن گفت: مُخُوره دیگه نِنه ..... شیکم گشنه سَنگم میخوره .....
جوون گفت نژادش چیه مادر؟ پیرزنه گفت بهش میگن توله سگ دوپا ننه .....
اینا رو برا بچههام می خام ابگوشت بار بیذارم!
جوونه رنگش عوض شد .....
یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو اشغال گوشتای پیرزن .....
پیرزن بهش گفت: تو مگه ایناره بره سگت نگرفته بودی؟
جوون گفت: چرا
پیرزن گفت ما غِذای سَگ نمیخوریم ننه .....
بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت
رسول خدا - صلّی الله علیه و آله: در آخر الزمان از میان امت من زنانی خواهند آمد که پوشش دارند اما برهنه اند و بر سرهایشان بر آمدگی مانند کوهان شتر خراسانی وجود دارد ... پس آنان را لعنت کنید که ملعونند. «صحیح مسلم /ج6/ص168»
رسول خدا - صلّی الله علیه و آله :
زمانی که دیدید زنانی موهای سر خود را مثل برآمدگی پشت شتر نموده و
در میان نامحرمان ظاهر می شوند، به آنها بگوئید که نمازشان قبول نیست .
«کنزالعمال/ ج 16/ ص 392»