امیرحسیــن :-)
دروغ و حقیقت ...روزي دروغ به حقيقت گفت: " ميل داري با هم به دريا برويم و شنا کنيم؟" حقيقت ساده لوح پذيرفت و گول خورد. آن دو با هم به کنار ساحل رفتند، وقتي به ساحل رسيدند، حقيقت لباسهايش را در آورد تا شنا کند. دروغ حيله گر لباسهاي او را پوشيد و رفت. از آن روز هميشه حقيقت عريان و زشت است، اما دروغ در لباس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود.