خدایاچه زندگیایِ سختی هست!ینی من اگه جایِ مامانم بودم اصلا طاقت نمیووردم!!امسالم باز یسری بچه با زندگیای سخت تو کلاسشن..یه عده پسربچه معصوم..یکی دو روز پیش مامانِ یکیشون از شدت بدبختی خودکشی کرده الانم تو آی سی یوئه!یکی دیگشون پارسال خونوادشو تو تصادف از دست داده!بقیه هم جورایِ دیگ!من واقعا روحیه دیدن اینارو ندارم!! : ((((((..یا مثلا میان میگن خانم بابای من معتاده!یا اون دختره که میگفت بابام مَست میاد خونه من نمیتونم درس بخونم!!!...یا اوناییکه تو قبرستون گُل میفروشنُ ازون گُلا واسه معلمشون میارن..
پسر خاله ام مدارکشو داده واسه ترجمه که بره خارج بعد اومده خونه ما میگم چایى میخورى یا شربت؟؟؟ میگه قهوه ترك اگه دارى بیار ، تلخ لدفن !!!! حالا تا هفته پیش خاکشیرو با آفتابه سر میکشیدا
خودت گفتی یادت رفته؟
ربطی به خریت نداره.هرچیزی حدو حدود خودشو داره
یعنی عاشق ترین آدمم نمیتونه همچین کاری کنه
تو الان با این کارت فقط باعث آزار خودت میشی که هیچ سودیم نداره
نمیگم باهاشونم بد رفتار باشی
ولی باید بی تفاوت باشی
هرچیم که سخت باشه کاریه که شده
اینجوری فقط ارزش خودتو پایین میاری
خب پس تمومش کن.این وسط تو فداکاریتو کردی
به اون دخترم ارتباطی نداره.طرف تو همون پسرس که مطمئنن اگه تورو میخواست سمت دختره که همون دوستت بود نمیرفت
رویا شاید باورت نشه ولی نصف شبی اعصابم خورد شد
اصلا" برام قابل هضم نیست این موضوع.نه که بگم واسه تو.متاسفانه مشکل جامعه امروز ما همین شده.هیچکی به حق خودش قانع نیست.
انتخابامون اشتباهه/نمیخوایم واقع بین باشیم
الان من تا صبحم حرف بزنم تو همون افکار خودتو داری
خودتم میدونی اشتباهه و آخرش پوچه ولی نمیخوای کوتاه بیای
ببخشید که زیاد حرف زدم
امیدوارم دختر عاقلی باشی و درست تصمیم بگیری
مهدی جان، بیا
این بار نه بخاطر ما و مشکلات ما
بخاطر هتک حرمت به حرم عمه زینب
دیگه کسی غیرت نداره، غیرتها شده تو گفتن نه انجام دادن
مهدی جان، بیا و غیرتهای خفته ما را بیدار کن
مهدی جان، دیگه وقت خونخواهی شهیدان کربلاست
مهدی جان، کربلای تو بر پا شده، اینبار عمه زینب انتظارتو میکشه
فقط تویی که باید از ناموست دفاع کنی، وگرنه ما که...
مهدی جان، تو را قسم به عمه زینب بیا...
اونایی ک فِک میکنن من از بیکاری الان اینجام سخت در اشتباهن ! در واقع از ترسه ک در حالتِ آماده باش نشسته ام و واسه اینکه خوابم نبره از رادیو و دنبالر مدد گرفتم ! آخه دیروز زلزله اینجا رو لرزوند و منُ ترس ب شدت فرا گرفته ! . . .