بابام اومدع تو اتاقم....میگع ببین چه خبره اتاقت....باباجون من پاشو یه ذره جمع کن باز بشین پای این لعنتی....مامانم از آشپز خانه داد میزنه بخدا هر روز تمیز میکنم...باز از سر کار میاد بهم میریزه....این معتاد شده....یه چند وقتی باید جمع کنیم این لعنتی....بعد بابام میگه آره پاشو بسه پاشو.....پاشدم نشسته پشت لب تاپ کل روزنامه های امروز خونده....مامانمم صبح بهم زنگ زده...امیرحسین وایرلس روشن نمیشه چراغش میگم من معتادم فقط به اینترنت..میگه یه دیقه میخوام برم به خانه بر میگردیم ....نشون به این نشون ساعت 11 به من زنگ زد...تا 2 تو اینتر نت بود...داستانی داریم بخداااااااا
احتمالا تا حالا اسم شنقل رو شنیدید اگر نشنیدید حتما دیگه اسکول رو شنیدید اسکول پرنده ایه که غذاشو قایم می کنه یادش می ره کجا قایم کرده حالا شنقل پرنده ایه که غذاش رو میده اسکول براش نگه داره !!! یعنی شنقل از اسکل ، اسکلتره
شب عملیات نوجوانی بسیجی بدنبال پیشانی بند می گشت. گفتم: این همه پیشانی بند اینجاست ، یکی را بردار ، مگه چه فرقی می کنه؟ گفت: بله! ولی من پیشانی بندی می خوام که روش نوشته باشه یا زهرا سلام الله علیها . گفتم: چرا؟ سرش رو پایین انداخت و گفتـ: آخه من مادر ندارم...
اَللّـهُمَّ اكْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الاُْمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَعَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، اِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعیداً وَنَراهُ قَریباً، بِرَحْمَتِـكَ یـا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ حضرت مهدی(عج):"به شیعیان و دوستان ما بگویید که خدا را به حقّ عمّه ام حضرت زینب(س) قسم دهند که فرج را نزدیک گرداند." خدایا به حق سوز دل حضرت زینب کبری(س) در فرج آقامون صاحب الزمان(عج) تعجیل بفرما
مام هیچی نمیگیم دیگه.....اگه همون پول نصفش به کشتی و فلان و این حرفا میدادن ...اعتراض میکردیم...الان یه بازیکن پیزوری که پا چپش و راستش از هم تشخیص نمیده ....ملیاردی پول نمبدادن