امیرحسیــن :-)
الـــلّـــه اڪبر بــــرادر ... چقدر براے پرڪشیدטּ به آسماטּ عجلہ داشتے ڪہ پاهایتــــ را جـا ڪَذاشتے ... !!!
امیرحسیــن :-)
سلام آقای من...سلام مولای من... این جمعه هم آمد و رفت و تو نیامدی... این جمعه هم آمد و رفت و دنیا بی بهره از حضورتان... این جمعه هم آمد و رفت و ما دنیا را برای آمدنت آماده نکردیم... این جمعه هم آمد و رفت و من خودم را آماده نکردم... جهت تعجیل در فرج یوسف زهرا(عج) صلوات
امیرحسیــن :-)
سلام علی آل یاسین 40 روز مانده به محرم 40 بارازین هیاهو بیرون بیاییم و چله بگیریم بحرمت عشق 40نماز حضرت زهراس 40زیارت عاشورا 40نماز امام عصرعج 40 روز صدقه برای آقا 40 69 صلوات133صلوات یا 110صلوات 40ذکریارقیه 315بار 40نمازشب 40روزترک گناه 40 ......
امیرحسیــن :-)
قصه عشق را باید با غروب بود تا دانست و با هوای ابری پاییزان و با مرغی که به ناچار پشت میله های بی احساس قفس نغمه سرایی می کند. ماجرای غم انگیز ما را در محفل شمع و پروانه بایستی شنید و با لبخندهایی پیوند خورده با اشک و در آه سوزان شنهای داغ دیده ... باز دلم هوای شلمچه کرده است . باز از فرسنگها راه بوی عطر خاکریزهایش مستم می کند . باور کنید خودم هم دیگر خسته شده ام . همین که می آیم نفسی بگیرم و با شهر بسازم ، همین که می آیم آرام آرام با زندگی روزمره دست اخوت دهم ، نمی دانم چه می شود که درست هنگام هنگامه ، آنجا که می روم تا فتحی دیگر در بودنم را رقم بزنم ، به سراغم می آیند . خدایا چاره ای ... درمانی ... راهی ... خودم هم خوب می دانم که یک بیابان و چند خاکریز و یک غروب نمی تواند اینچنین هستی ام را به بازی بگیرد . که بیابان بسیار است و خاکریز مشتی خاک و غروب کالایی که همه جا یافت می شود ... آری !
امیرحسیــن :-)
هـــروقت ڪـم می آورم... مـی گـــویم : اصـــلا مهـم نیـــست... امـا تــــــ ♥ـــــو خـــوب مـیدانی نبـودنــــت چقـــدر بـرایــم مهـم اسـت... !
امیرحسیــن :-)
شهيد احمدآقاخاني: با حجابتان كه مقدس تر از خون من است... خواهران عزيز حجابتان را حفظ كنيد و با حجابتان كه مقدس تر از خون من است،مشت محكمي بر دهان منافقان و بي حجابها بزنيد و مانند حضرت زينب صبر كنيد و سعي كنيد جلوي كسي گريه نكنيد. شهيد رمضانعلي اسفندياري: حجابتان سنگرتان باشد. اي خواهران،شما مثل حضرت زينب(س)صبور باشيد و حجابتان سنگرتان باشد و فرزندانتان را طوري تربيت كنيد كه در خدمت اسلام و مسلمين باشند. شهيد امير ممسني: و تو اي خواهرم... و تو اي خواهرم قبل از هر چيزي دشمن از سياهي چادر تو مي ترسد تا سرخي خون من اين چنين باش تا مريد زينب باشي. شمارو به خدا قسم آیا این پوشش و حجاب جواب حرمت خون شهدا و فداکاریهاشون به خاطر امنیت ماست ؟؟؟؟؟؟
امیرحسیــن :-)
گردان پشت ميدون مين رسيده و زمين گير شده بود. چند نفر رفتند تا معبر رو باز كنند. او هم رفت، 15 ساله بود. چند قدم كه رفت، برگشت. يعني ترسيده؟! خب! ترس هم داشت! او ، پوتين هايش را به يكي از بچه ها داد و گفت؛ تازه از گردان گرفتم، حيفه! بيت الماله!... پابرهنه رفت.