دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
efaf-negah-dashtan-230x300.jpg امیرحسیــن :-)

تو فکر کن اگر یه روز دوستت بهت بگه امل چه حسی بهت دست میده؟ اگر مامان دوستت بگه چی ؟! اگه استاد دانشگاهت بگه؟رئیست بگه؟ اینا هیچی ! اگه خدا بهت بگه امل چه حسی بهت دست میده؟! خب در یک صورت خدا بهت میگه امل! ( احزاب ، آیه 33 ) مثل زمان قدیم برای خودنمایی زینت های خودتان را آشکار نکنید ! نیاز به تفسیر نداره ، متن آیه ست ! خیلی ساده گفته شده مثل امل ها و زمان قدیمیا آرایش و خودنمایی نکنید ! حالا باز امل بازی در میاری؟!... خانمی میگفت: می گویند سیاهے چادرم چشم را میزند! چشم آدم هاے حریص و نا پاک را ، چشم را که هیچ ! خبرندارند تازگےها دل را هم می زند! دل آدم هاے مریض و بیمار دل را! از شما چه پنهان چادرم دست و پا گیر هم هست! دست و پاے بے بند و بارے را می بندد! چادر براے کسانے استــــ که نمے خواهند عزتــــ آخرتشان را به بهاے نا چیز لبخند هاے هرزه بفروشند! چادرم سند بندگے و عبودیتم را امضا مے کند!

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

ما بریم نماز و برگردیم ...........................فعلا

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

@Rayhane با خيمہ هاے سوختہ معجر درست كرد ممنوטּ »ابتـــــكار درخشان« زينبــــــــيم..!

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

@Rayhane خود را ارزان نـــــفروشيم درفروشگاه بزرگ هستـے روﮮ قلــ ♥ـــب انسان نوشته اند: " قيمت = خــــــــــــــــــــــدا "

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

@Rayhane مردی مقابل گل فروشی ایستاد. او می‌خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود. وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه می‌کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه می‌کنی؟ دختر گفت: می‌خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ می‌خرم تا آن را به مادرت بدهی. وقتی از گل فروشی خارج می‌شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت: می‌خواهی تو را برسانم؟ دختر گفت: نه، تا قبر مادرم راهی نیست! مرد دیگرنمی‌توانست چیزی بگوید٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد! شکسپیر می‌گوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می‌آوری، شاخه ای از آن را همین امروز بیاور

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

آخرین اس ام اس که برام اومده برای 4 روز پیش ...........یکی باید هر 5 روز یه دفعه این باکسش خالی کنه ...یکی مثل من هر 5سال یه دفعه .........................چرا آآآآآآخ ؟؟؟؟

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

زنان معذبه ازقول پیامبر زنی رادیدم که از موهایش اویزان بودومغزش پخته میشد زنی که موهایش رااز مردنامحرم نمیپوشاند زنی رادیدم که اززبانش اویزان بودواهن مذاب درحلقش ریخته بودند زنی که دردنیا شوهرش را اذیت میکرده زنی را دیدم که از پستانهایش اویزان بود زنی که باشوهرش هم بستر نمیشد زنی رادیدم که گوشتش رامیخورددرحالی که اتش از زیر ان شعله ورمیشد زنی که بدنش رابرای دیگران ارایش میکرد زنی رادیدم که دست وپاهایش برعکس باهم بسته بودند و مارها وعقربها به اونیش میزدند زنی که وضومیگرفت درحالی که بدنش از جنب وحیض ونجس بود ونماز را سبک میشمرد زنی رادیدم کر کور ولال ونابینا درتابوتی ازاتش بودومغزش از پشتش خارج میشدزنی که زنامیکردزنی دیدم که صورت سگ داشت واز پشتش اتش خارج میشددرحالی که فرشتگان باگرزهای اتشی برسر وبدنش میزدند زنی که اوازه خوان رقاص بدحجاب وحسودبود سپس پیامبرفرمودند وای به حال زنی که شوهرش راعصبانی کندوشوهرش از اوراضی نباشد وخوشابه حال کسی که شوهرش از ان راضی باشد

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

اسمم داره یادم میره چون تو صدام نمیکنی...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

بچهااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا راسته میگن شنبه رو هم تعطیل کردن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امیرحسیــن  :-)
1337197698764468_large.jpg امیرحسیــن :-)

نمره ما پیش شهدا چنده ؟

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

یه سوال دارم/؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ، اینکه میگن سی و دو بار غذاتونو بجوین رو کی رعایت کرده ؟ والا ما اومدیم رعایت کنیم ۱۷-۱۸ بار جویدیم داشت حالمون بهم میخورد انگار با گوشت کوب له کردی غذارو یه استکان آبم قاتیش کردی

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

از دختر عموم که اندازه یه ماکارونی قد داره پرسیدم : حالت چطوره ؟ گفت :میجی یوجی !! من اولش فکر کردم داره چینی ژاپنی حرف میزنه نگو منظورش این بوده : مرسی ، تو چی..؟ یعنی این دخترا به روح اعتقاد دارن؟؟؟ فک و فامیل داریم ما!!

امیرحسیــن  :-)
zimg_001_9.jpg امیرحسیــن :-)

گاهی وقتا........

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

مـــرد است دیگر ... مــــرد است دیگر ... گاهی تُند می شود و گاهی عاشقانه می گوید ... مــــرد است دیگر ... غرورش آسمان و دلش دریاست ... تو چه میدانی از بغضِ گلو گیر کرده یک مــــرد ... ؟ تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده است ... ؟ تو چه میدانیاز هق هق شبانه او که فقط خودش خبر دارد و بالشش ... ؟ مــــــرد را فقط مـــــرد میفهمد و مـــــــــرد ...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

یه دختر كوری تو این دنیای نامرد زندگی میكرد .این دختره یه دوست پسری داشت كه عاشقه اون بود.دختره همیشه می گفت اگه من چشمامو داشتم و بینا بودم همیشه با اون می موندم یه روز یكی پیدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتی كه دختره بینا شد دید كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من دیگه تو رو نمی خوام برو. پسره با ناراحتی رفت و یه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشمای من باش