دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
زنان و جنگ (9).jpg امیرحسیــن :-)

صاحب خانه اش گفته بود:"طیبه که به خانه ما آمد، ما سرمان برهنه بود،بی حجاب بودیم. این قدر پند و نصیحت کرد و از قرآن و دعا گفت که ما دیگر یک تار موی مان را نگذاشتیم پیدا شود". به ساواک که گرفته بودش و دستبند زده بود به دست هایش، گفته بود: "مرا بکشید ولی چادرم را برندارید". ـــــــــــــــــــــــــــــ خاطره ای از شهیده طیبه واعظی دهنوی/ کفش های جامانده در ساحل/ص78و93 امام علی(علیه السلام): حیا و عفت نیکو است و از زنان نیکوتر.

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک

طاعات و عبادات قبول انشااله
در کتاب مستدرک الوسائل،باب چهارم، چاپ سوم مدخل الرمضان آمده است: روزی یکی از شاگردان علامه بحر العلوم در باب آداب رمضانیه به سفارش حاج شیخ وهب خراسانی خدمت استاد حاج میرزا جواد آقا عراقی نجفی شرف حضور یافتند، ایشان نبودند، برگشتند

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

خواهرم و برادرم برای ایستادن تو افتادند اکنون چگونه ایستاده ایم؟!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرحسیــن  :-)
3.jpg امیرحسیــن :-)

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت : ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟ مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری گ... می خوری تو و هفت جد آبادت … خجالت نمی کشی؟ … جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم … حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم مرد خشکش زد … همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد …

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

خیلی حاااااال میکنم با صدای ناقاره خانه ی امام رضا................ ........ ..... السلام علیک یا معین الضعفا و الفقرا ....حج فقرا بطلب ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
000 (1).jpg امیرحسیــن :-)

دست توسل همه‌ی انبیا بود/ بر رشته های چادری صبح محشرش

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
000 (1).jpg امیرحسیــن :-)

طرح ویژه حمله به خانه این بود: میــخ داغ!! : (( وگرنه میشد آن در را بدون آتش زدن هم شکستـــ این را هم باور کنید... (حاج محسن فرهانی )

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

@سارا : ) avatar is happy new im fine tank you and you it is e black board

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
425907069213.jpg امیرحسیــن :-)

اینجا کرج است. اینجا خیابان های شلوغ کرج است. هزار کیلومتر دور از حرم . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
emam hasan3.jpg امیرحسیــن :-)

یا کریم اهل بیت مددی ...

امیرحسیــن  :-)
74-Tabas.jpg امیرحسیــن :-)

این گونه . . . سوختند

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرحسیــن  :-)
1334836426583748_large.jpg امیرحسیــن :-)

بر سینه ی من نوشته بین الحرمین . . . نصف قلبم با ابالفضل،نصف دیگر با حسین . . . السلام علَی الحسین و علی عباس الحسین

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

اجـــــــــــــــــــــــرتان با خود خانوم حــــــــــــــضرت زهرا ...نوکران

این ارسال را بازنشر کرده است.