امیرحسیــن :-)
تو را در ابتدا از حال بردند . . . سپس با نیزه در گودال بردند . . . همین که سر جدا شد از تن تو . . . ز پای دختران خلخال بردند
امیرحسیــن :-)
چقدر دلم تنگ شده برا ذکر .... العطش ... العطش اهل حرم را میشنود حضرت سقا ...
امیرحسیــن :-)
آنان که طبل خاتمه ی جنگ میزنند . . . پس چرا به راس پدر سنگ میزنن
امیرحسیــن :-)
شونه به شونه میرفتیم من وتو تو جشن بارون حالا تو نیستی و خیسه چشمای من و خیابون (عاشق این آهنگم )
امیرحسیــن :-)
ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ ...ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻟﺞ ﮐﺮﺩﻡ