امیرحسیــن :-)
دود این شهرمرا ازنفس انداخته است ......به هوای حرم کرببلا محتاجم
امیرحسیــن :-)
میفهمی دل تنگی یعنی چی ؟ @...
امیرحسیــن :-)
میخوام از کســی بگم که اینـــروزهــــــا خیلی غریبهـــ میگن شـــآید این جمعهـــ بیــــــاید...شــاید ولیــــــــــ من میگم اگه آدم شیـــم سه شنبه هم می آیـــــــد! میگــن منتظرشنـــ...دوسش دارنـــ...از تهـــ دل آیـــــــــا؟یا چون شناسنامه ای مسلمونیم؟ پس چرا یاریش نمیکنید فقط ادای دوست داشتنو درمیارید؟ تاوقتیـــــــــــــــ که:
امیرحسیــن :-)
بادها نوحه خوان بیدها دسته ی زنجیر ها لاله ها٬یاسها سینه زنان حرم باغچه برگ ها گریه کنان ریختند طبل عزا را بنواز ای فلک خیمه خورشید سوخت
امیرحسیــن :-)
مکان : کربلا ... گودال ... زمان : روز خدا ... روضه خوان : باد ... مستمع : سلیمان نبی..
امیرحسیــن :-)
گفتند حسین خرازی را آورده اند بیمارستان. رفتم عیادت . از تخت پایین آمد و بغلم کرد.گفت : دستت چی شده؟ دستم شکسته بود. گچ گرفته بودمش. گفتم هیچی حاج آقا! یه ترکش کوچیک خورده شکشته. خندید. گفت : « چه خوب ! دست من یک ترکش بزرگ خورده قطع شده .»
امیرحسیــن :-)
مگه ی خانوم چقدر طافت داره آخه؟؟؟ مادرشو بین کوچه ها...، حسن(ع) اش جلوی چشمانش دست و پا بزند، جعفر و عون و محمدش و در برابرش قطعه قطعه کنند، و داداش حسین(ع) شو ... ح س ی ن ... کنند، آخرم بعد از چهل روز برگرده پیش برادر ش ولی بدون رقیه(ع) اش...سلام علی قلب زینب الصبور
امیرحسیــن :-)
به همان قدر که چشم تو پر از زیبایی است ، بی تو دنیای من ای دوست پر از “تنهایی” است . .
امیرحسیــن :-)
هفت شهر عشق ، شهر اول : نگاه و دلربایی ، شهر دوم : دیدار و آشنایی ، شهر سوم : روزهای شیرین و طلایی ، شهر چهارم : بهانه ، فکر جدایی ، شهر پنجم : بی وفایی ، شهر ششم : دوری و بی اعتنایی ، شهر هفتم : اشک ، آه ، “تنهایی”
امیرحسیــن :-)
بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و می گذرد