دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

سلام....بچهاااااااااااااااا

امیرحسیــن  :-)
23_11315594225.gif امیرحسیــن :-)

یه روز یه ... ترک و رشتی و اصفهانی و لر و عرب و کُرد و بلوچ و ... ! تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و به فکر شکستن قفل دوستی ما افتادند و از آن پس "یه روز یه ... بود" را کردند جوک تا این ملت، به جای حماسه های اقوام این سرزمین که به عشق همدیگر، حتی جانشان را هم نثار کرده اند، به "جوک ها " و "طعنه ها" و "تمسخرها" سرگرم باشند و چه قصه غم انگیزی... و اما ای شهدا باز شر منده ایم پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
20720359661798649801915047217213174146255.jpg امیرحسیــن :-)

یه روز یه اصفهانی بود... اسمش حسین خرازی وقتی عراقی ها به کشورش حمله کردند، جانش را برداشت و با خودش برد دم توپ و گلوله و خمپاره. کارش شد دفاع از مردم سرزمینش، از ناموس شان و از دین شان. آنقدر جنگید و جنگید تا در یکی از روزهای آن جنگ بزرگ، خونش بر زمین ریخت و خودش به آسمان رفت.

امیرحسیــن  :-)
0.31167200 1270284569mbaker13.jpg امیرحسیــن :-)

یه روز یه ترک بود ، یه رشتی ، یه اصفهانی ، یه لر ، یه عرب ... یه روز یه ترکه میره جبهه، میشه فرمانده، جلو چشش داداشش شهید میشه،بهش میگن جنازشو برگردون! میگه اینجا پر از داداشای منه کدومشونو برگردونم؟ داداششو کنار سایر شهدا باقی میذاره و برمیگرده

امیرحسیــن  :-)
1335790133918807_large.jpg امیرحسیــن :-)

يادمان باشد که شهدا حسين وار رفتند تا ما حسينی بمانيم ... !

امیرحسیــن  :-)
307securedownload10.jpg امیرحسیــن :-)

شهادت بازی بر دار نیست! بازی بر،دار است!

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

عادت کرده ام نزدیکی غروب آن هم از نوع غروب پاییزی نیش ترمزی بزنم سرکوچه همیشگی پله چهارم شاید تو بیایی و من به پاس حضورت دستانت را ببوسم بهانه دست دلم نده دستانم دستانت را می خواهد...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

کاش قطره ای اشک بودم که در چشمانت متولد می شدم و بر گونه هایت زندگی می کردم و بر لبانت می مُردم تا بدانی چقدر عاشق تو هستم.

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

برگ های پاییزی سرشار از شعور ِ درخت اند و خاطرات سه فصل را بر دوش می کشند آرام قدم بگذار بر چهره ی تکیده ی آن ها این برگها حُرمت دارند... درد ِ پاییز ،درد ِ ” دانستن ” است

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

بهترین کار سکوت ...

امیرحسیــن  :-)
12.jpg امیرحسیــن :-)

علم اگر از دست علمدار زمین نمیخورد ... دگر کسی به زیر تازیانها نمیمرد

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

شب 5شنبس برای غافل گیری اموات

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

یکی از مشاورین و جاسوسان کاخ سفید در گزارش خود نوشته است :

امیرحسیــن  :-)
IMAGE634882260825472724.jpg امیرحسیــن :-)

......

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

چادر یعنی من زنم ، به من احترام بزار …! چادر یعنی به راحتی نمیتونی منو به دست بیاری …! چادر یعنی به طرز فکرم اهمیت بده نه به اندامم…! چادر یعنی من فقط برای یک نفرم …! چادر یعنی هیچ وقت اجازه نمیدم مرز بین ما شکسته بشه…! چادر یعنی امام زمان هنوز کسایی هستن که منتظرت موندن…! چادر یعنی من هنوز دنبال لذتم ( اما از نوع بهشتی ) چادر یعنی من میتونم خلاف جهت آب شنا کنم …! چادر یعنی انتهای یک نگاه هرزه …! چادر یعنی شاید هیچ وقت نفهمی من چی میگم …!