تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم ، عبث ساختم جان را فدای او غلط کردم ، غلط دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم ، خطا سوختم خود را برای او غلط کردم ، غلط اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود بد جان که دادم در هوای او غلط کردم ، غلط از بــرای خــاطــر اغــیـار خــوارم مــی کــنـی من چه کردم که اینچـنین بـی اعتـبـارم می کنی روزگـاری آنـچـه با مـن کـرد اسـتغنـای تـو گر بگـویـم گـریـه هـا بـر روزگـارم می کنـی از بــرای خــاطــر اغــیـار خــوارم مــی کــنـی من چه کردم که اینچـنین بـی اعتـبـارم می کنی سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کرده ای تا نداند کس که چون بی اعتبارم کرده ای ناامیدم بیش از این مگذار خون من بریز چون به لطف خویشتن امیدوارم کرده ای
@مـِـلـפבےܓܨ تو قسمت کامپیوتر استخدام می شه... در پایان روز اول، رئیس ازش می پرسه: خوب، امروز چکار کردی؟ #ملودی میگه: هیچی کلیدهای کیبورد نامرتب بودن به ترتیب الفبا مرتبشون کردم !!! . .. /. . . . . / / . . . خب این هیچ ربطی به تولدت نداشت و اصنم فکر نکن میخوام بگم تولدت مبارک