hoshiyari
حافظ..
شیوهی چشمت، فریب جنگ داشت
ما ندانستیم و صلح انگاشتیم
hoshiyari
یاران همیشه بخاطر بسپارید ...صداقت از شجاعت است...انسانهای صادق بسیار شجاع هستند...ریموند شاهنظریان
hoshiyari
وقتی که دیگر دلواپس آن نباشیم که در چشم محبوبمان چگونه دیده شویم، معنایش این است که دیگر عاشق نیستیم!
hoshiyari
ساقیا کمتر می امشب از کرم دادی مرا تا سحر پیمانه پر کردی و کم دادی مرا تا شراب آلوده لعلت گفت حرفی از کباب ... رخصتی بر صید مرغان حرم دادی مرا شام اگر قوت روانم دادی از خون جگر صبح یاقوت روان از جام جم دادی مرا دوش گفتی ماجرای وصل و هجرانت به من هم امید لطف و هم بیم ستم دادی مرا در محبت یک نفس آسایشم حاصل نشد کز پس هر عافیت چندین الم دادی مرا من که در عهدت سر مویی نورزیدم خلاف مو به مو، ناحق به گیسویت قسم دادی مرا من نمیدانم که در چشم خمارینت چه بود کز همه ترکان آهو چشم، رم دادی مرا تا خط سبز تو سر زد فارغ از ریحان شدم خط آزادی ازین مشکین رقم دادی مرا تا نهادم گام در کویت روا شد کام من منتهای کام در اول قدم دادی مرا تا فکندی حلقههای زلف را در پیچ و خم بر سر هر حلقهای صد پیچ و خم دادی مرا گاهیم در کعبه آوردی و گاهی در کنشت گه مسلمان و گهی کافر قلم دادی مرا چون میسر نیست دیدار تو دیدن جز به خواب پس چرا بیداری از خواب عدم دادی مرا تا لبان من شدی در مدح سلطان عجم شهرتی هم در عرب هم در عجم دادی مرا
hoshiyari
غمهایی که چشمها را خیس نمیکنند .. به استخوان رسیده اند.....!