פــُـسیـטּ
در خــيــالــم بــا خــيــالــت بــي خيــال عــالــمــم
פــُـسیـטּ
بـا ایـن شـراب هـا مـسـت نـمـی شـوم دیـگـر بـایـد دوبـاره سـراغ چـشـم هـای تـو بـیـایـم !
פــُـسیـטּ
گاهی بــه خـــاطـرش مـــانـدن را تـحـمــل کن.... رفتن از دست "همـــه" برمی آید ......
פــُـسیـטּ
نوازشم کن! نترس.... تنهایی ام واگیر ندارد!
פــُـسیـטּ
خـــــــــواسـتـنـد از عـشـق … آغــــــــــوش و بـوسـه را حـذف کـنـنـد … عـشـق … ! از آغـوش و بـوســـه حـذف شـد … !!!
פــُـسیـטּ
میگفتند باران که می بارد بوی خاک بلند میشود... اما اینجا باران که میزند فقط بوی خاطره ها می آید.
פــُـسیـטּ
گاهی فقط باید لبخند بزنی و رد شی بذار فکر کنن نفهمیدی
פــُـسیـטּ
سرم را روی شانه ات بگذار؛ تا همه بدانند "همه چیز" زیر سر من است ...!
++++++++++++++++++like
13 سال و 10 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 54 دقيقه قبل
13 سال و 10 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 46 دقيقه قبل توسط موبایل