دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

פــُـسیـטּ

دنیــــ ایِ مـــ ــن ، \" مجــــ ـازی \" اَش هــــ ـم غمگـــ ـین است ... درباره »
פــُـسیـטּ
مرد - مجرد
امتیاز: 5389

دنبال‌شدگان

(1060 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(596 کاربر)

گروه‌ها

(338 گروه)

بازدید

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط موبایل

من ندار بودم قصه ام پرید! دارا که باشی سارا با پای خودش به سراغت می آید...!

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط موبایل در عاشقانه زیستن

@Amir Hossein @علی دوستان يه سواليه كه چند روزه ذهنمو مشغول كرده : هواپيما بوق داره يا نه ؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط موبایل در عاشقانه زیستن

دختره ابروشو تتو کرده ! دماغشو عمل کرده ! گونه گذاشته !! تو لباش و باسنشم از این کوفتیا تزریق کرده !! در حد عروسم آرایش می کنه! خُب ایشون داره واضح نشون میده که حالش از خودش بهم می خورده دیگه !!! کـلاً کوبیــده از اول ساختـه!!!

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط موبایل در عاشقانه زیستن

باید اعتراف کنم من نیز گاهبه آسمان نگاه کرده ام.. دزدانه! در چشم ستارگان.. نه به تمامی شان! تنها بدانها که شبیه ترند به چشمان تو.

این ارسال را بازنشر کرده است.
פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط موبایل در عاشقانه زیستن

نسل ما با دیازپام و بروفن و کدئین بیشتر خوابیده تابا دوس دختر(پسر)ش

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

بــــــــــــــگـذار این گـونه بگـویــــم : " دلـم اگر برای تـــــــو تنــــــگـ میشـود ببخــــــش روزم اینگــــــونه قشـــــنگـ میشـود "

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

آشنا هایم ; غریبه هایی هستند ، که تنها اسمشان را میدانم …

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

کنار ِ پنجره سیگار می کشید … خسته بود …. آنقدر خسته که یادش رفت بعد از آخرین پُک ، سیگار را به پایین پرت کند … نه خودش را (̅_̅_̅_̅(̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅̅_̅()ڪے

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

برای سفر به گذشته ... نیازی به ماشین زمان ندارم من خـستــه با یـک نخ سیـــــــــــــــــــگار و چند پـُـکـــ عمیق هر روز به گــذشتــه سفر میکنم

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

من سهم آفتابم را به تماشاي باران بدهكارم ! اي هيچ كس در شناسنامه من ! شرط مي بندم وقتي كه غمگينم ، مي تواني در من سنگ را هم بگرياني !! گاهي آنقدر از تنهايي هايم خسته مي شوم و بغض مي كنم كه خودم را هم به ياد نمي آورم ...! اما مي دانم تمام اي ن تنها قدم زدنها روزي به پايان مي رسد . دلگير نشو ! فكر مي كني چقدر مهربان باشم ، بس است ؟؟! اما ... مي ترسم ... مي ترسم تو هم روزي بيايي و يكدفعه بگويي : چه چهره ي آشنايي ! كجا شما را شرط بسته ام ..

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

یادمان باشد :شاید شبی آنچنان آرام گرفتیم ،که دیدار صبح فردا ممکن نبود....پس به امید فرداها !محبت هایمان را ذخیره نکنیم.

این ارسال را بازنشر کرده است.
פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

از مرگ نمیترسم همه میمیریم اما مرگ من روزیست که نه عشق باشد نه سیگار و افتاده از چشم خدا

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

خـ ـوش بـ ـه حالـ ـت آدم ... خـ ـودت بـ ـودی و حوایـ ـت ... اگـ ـرنه حـ ـوای تـ ـو هـ ـم ... هــوایـ ـی مـ ـیشـ ـد ... و خــوش بـ ـه حالـ ت حـ ـوا! تـنها حــوای زمـ ین تــو بـ ـودی... وگرنه آدم هـ ـوای حـ ـواهایی دیـ ـگر داشت

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

عمر من قد نمیدهد به سفرت بگو كوتاه بیاید

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

کلافگی هایم شروع شد باز نمی دانم از این آتشی که به جان من انداختی خودت هم شعله ای گرفته ای یا نه